دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶

مولوی
آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ
وانکس که قبولست چه رومی و چه زنگ تسلیم و رضا باید ورنه سر و سنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محور مفاهیم والای عرفانی «عنایت الهی» و «تسلیم و رضا» بنا شده‌اند و به این حقیقتِ متعالی اشاره دارند که در ساحتِ قربِ خداوند، تمایزاتِ ظاهری، نژادی و دنیوی رنگ می‌بازند.

شاعر با بیانی حکیمانه تأکید می‌کند که وقتی پرتوِ لطف و توجهِ خداوند بر جانِ آدمی بتابد، دوگانه‌هایی چون صلح و جنگ یا عبادت و کشمکش بی‌معنا می‌شود و یگانه شرطِ رستگاری، سپردنِ اختیارِ خویش به دستِ اراده‌ی مطلقِ حضرتِ حق است.

معنای روان

آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ

آنجا که پرتوِ لطف و عنایتِ پروردگار بتابد، تفاوت میان صلح و جنگ دیگر مفهومی ندارد و این امور دنیوی تأثیری بر مقامِ معنوی فرد نخواهند داشت.

نکته ادبی: عنایت به معنای لطف و توجه خاص الهی است و تضاد میان صلح و جنگ بر نفیِ اعتبارِ امورِ ظاهری دلالت دارد.

وانکس که قبولست چه رومی و چه زنگ تسلیم و رضا باید ورنه سر و سنگ

اگر نیت و باطنِ تو در مسیرِ حق درست باشد، تفاوتی نمی‌کند که تسبیح به دست داشته باشی یا در میانه‌ی میدانِ نبرد باشی؛ چرا که حقیقتِ عمل به پاکیِ درون است.

نکته ادبی: کار نیک اشاره به عملِ صالح و باطنِ پاک دارد و تسبیح نمادی از عبادتِ ظاهری است که در برابرِ باطنِ نیک رنگ می‌بازد.

آرایه‌های ادبی

تضاد صلح و جنگ، رومی و زنگ

استفاده از واژگانِ متقابل برای نشان دادنِ بی‌اهمیت بودنِ تمایزاتِ ظاهری در برابرِ حقیقتِ عنایتِ الهی.

کنایه سر و سنگ

کنایه از برخورد با سختی‌ها، شکست و عقوبتِ عدمِ پذیرشِ تقدیر و قضای الهی.

مراعات نظیر رومی و زنگ

اشاره به دو نژاد متفاوت که در اینجا برای تأکید بر وحدتِ انسانی و فراتر رفتن از قیودِ ظاهری به کار رفته است.