دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۱

مولوی
هر روز بنو برآید آن دلبر عشق در گردن ما درافکند دفتر عشق
این خار از آن نهاد حق بر در عشق تا دور شود هرکه ندارد سر عشق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به دشواری‌ها و آزمون‌های مسیر عشق اشاره دارند؛ عشقی که همچون تکلیفی روزانه، بر دوش عاشق نهاده می‌شود و همچون باری گران، پیوند میان او و معشوق را استوار می‌سازد.

در عین حال، شاعر به حکمت وجود سختی‌ها در طریق عشق پرداخته است؛ گویی دشواری‌های این راه، همچون خاری در دروازه ورود به آن است که غربال‌گرِ نااهلان است تا تنها صاحبانِ همت و سرسپرده‌گانِ واقعی به آستانِ یار راه یابند.

معنای روان

هر روز بنو برآید آن دلبر عشق در گردن ما درافکند دفتر عشق

هر روز آن محبوبِ عاشق‌نواز جلوه می‌کند و با تکلیف و آموزه‌های عشق، گویی بارِ سنگینِ مسئولیت و دفترِ عاشقی را بر گردن ما می‌اندازد.

نکته ادبی: واژه بنو در اینجا به معنای تجلی تازه و روزانه عشق است و دفتر عشق استعاره از پیمانِ عاشقی و تکالیفِ دشوار آن است.

این خار از آن نهاد حق بر در عشق تا دور شود هرکه ندارد سر عشق

خداوند این دشواری‌ها و رنج‌ها را همچون خاری بر سرِ راهِ عاشقی قرار داده است، تا کسانی که توان و کششِ واقعی برای عشق‌ورزی ندارند، ناامید شوند و از این راه بازگردند.

نکته ادبی: سرِ عشق در اینجا به معنای شور و طلبِ واقعی است و خار استعاره از مانع و بلایایی است که در طریقتِ معرفت بر سرِ راهِ سالک قرار می‌گیرد.

آرایه‌های ادبی

استعاره دفتر عشق

استعاره از تکلیف یا بارِ سنگینِ تعهدِ عاشقی که بر عهده سالک قرار می‌گیرد.

استعاره خار

استعاره از سختی‌ها، مشکلات و بلایای مسیرِ عشق که مانعِ ورودِ نااهلان و عافیت‌طلبان می‌شود.

ایهام و کنایه سرِ عشق

ایهام به معنای کسی که سر و سودای عشق در سر دارد و همچنین اشاره به پایان و هدفِ نهایی عشق.