دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۶

مولوی
آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق در حال دهد کون و مکان را سه طلاق
مه را چه طراوت و زحل را چه محل با طلعت آفتاب اندر افاق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت در زمره اشعار عاشقانه و عارفانه‌ای است که با بهره‌گیری از اغراق‌های شاعرانه، اوجِ تأثیرگذاریِ زیباییِ معشوق را بر جانِ عاشق به تصویر می‌کشد. شاعر در این ابیات، با رویکردی ستایش‌آمیز، چنان جایگاهی برای محبوب قائل می‌شود که در برابرِ آن، تمامِ هستی و مظاهر آسمانی رنگ می‌بازند.

درون‌مایه اصلیِ اثر، گسستِ کاملِ عاشق از دلبستگی‌های دنیوی به واسطه‌ی دیدار معشوق است. در واقع، زیباییِ معشوق به مثابهِ خورشیدی است که تمامِ اختران و ستاره‌های دیگر (به عنوان نمادهای زیبایی‌های معمول) را در پرتوِ بی‌کرانِ خود پنهان و بی‌اثر می‌سازد.

معنای روان

آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق در حال دهد کون و مکان را سه طلاق

ای کسی که از اخلاق و چهره‌ای نیکو برخوردار هستی، هر کس که جمال تو را ببیند، بلافاصله و برای همیشه از تمام هستی و دارایی‌های این جهان دل می‌بُرد و از آن دست می‌شوید.

نکته ادبی: کون و مکان استعاره از کل جهان هستی است و سه طلاق کنایه‌ای است فقهی که در اینجا به معنای ترکِ کامل و بی‌بازگشتِ وابستگی‌های دنیوی به کار رفته است.

مه را چه طراوت و زحل را چه محل با طلعت آفتاب اندر افاق

هنگامی که چهره درخشان تو در افقِ دیدگان جلوه‌گر می‌شود، دیگر ماه هیچ طراوت و زیبایی ندارد و سیاره زحل نیز در برابرِ شکوهِ تو هیچ جایگاه و ارزشی نخواهد داشت.

نکته ادبی: طراوت به معنای تازگی و زیبایی است و محل در اینجا به معنای مکان، قدر و منزلت آمده است. شاعر از اجرام آسمانی برای تاکید بر برتری مطلق معشوق بهره برده است.

آرایه‌های ادبی

اغراق دهد کون و مکان را سه طلاق

بزرگ‌نماییِ تأثیر دیدار معشوق تا حدی که منجر به رها کردن کل جهان هستی می‌شود.

کنایه سه طلاق

بهره‌گیری از اصطلاح فقهی برای نشان دادنِ قطعِ کاملِ پیوند با دنیا.

تضاد و برتری مه و زحل در برابر آفتاب

قرار دادنِ نمادهای سنتی زیبایی در برابرِ معشوق برای اثباتِ برتریِ یگانه‌ی او.