دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۴

مولوی
مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف خوان تو گرفته است از قاف به قاف
گر فتنه شود کسی معافست معاف بر شمع کند همیشه پروانه طواف

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به فراخی و گستردگی رحمت و لطفِ ممدوح یا معشوق اشاره دارد که جهان را از کران تا کران در بر گرفته است و رابطه‌ای فراتر از دیدارهای کوتاه و زودگذر را ترسیم می‌کند.

در بخش دوم، شاعر به ضرورتِ عشق و ثباتِ قدم در آن می‌پردازد؛ به گونه‌ای که حتی در میان آشوب‌ها و فتنه‌های زمانه، عاشق از هر قید و بند دنیوی آزاد است و تنها به انجام وظیفه خویش، که همانا فداکاری و عشق‌ورزی است، می‌اندیشد.

معنای روان

مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف خوان تو گرفته است از قاف به قاف

آن‌که نزد توست، مهمانی گذرا برای چند روز نیست که بتوان آن را ناچیز شمرد؛ بلکه سفره گسترده کرم تو تمام جهان را، از این سوی کوه قاف تا آن سویش، فرا گرفته است.

نکته ادبی: قاف در ادبیات کهن نماد کوهی است که گرداگرد جهان را فرا گرفته و کنایه از سراسر گیتی است؛ گزاف در اینجا به معنای ناچیز و بی‌مقدار است.

گر فتنه شود کسی معافست معاف بر شمع کند همیشه پروانه طواف

اگر در جهان آشوب و فتنه‌ای برپا شود، کسی که در بند عشق است، از هر مسئولیت و تعلق دنیوی معاف و رهاست؛ همان‌طور که پروانه حتی در میانه خطر، همواره گرد شمع طواف می‌کند و به کار خود مشغول است.

نکته ادبی: تکرار واژه معاف برای تأکید بر رهایی و آسودگی خیال عاشق از هیاهوی جهان است؛ پروانه و شمع نماد کلاسیک عاشق و معشوق هستند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح قاف

اشاره به کوه افسانه‌ای در اساطیر کهن که گرداگرد زمین را احاطه کرده است.

نمادپردازی پروانه و شمع

تمثیل عاشق فداکار و معشوق درخشان که راهی جز سوختن و طواف کردن نمی‌شناسد.

مبالغه از قاف به قاف

برای نشان دادن بی‌کرانگی و گستردگی سفره لطف و کرم استفاده شده است.