دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۶۲

مولوی
در فقر فقیر باش و در صفوت صاف با فقر و صفا درآ تو در کار مصاف
گر خصم تو صد تیغ برآرد ز غلاف چون هیچ نبیند نزند زخم گزاف

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین راهکار معنوی برای مواجهه با چالش‌ها و دشمنی‌های دنیوی می‌پردازد. پیام اصلی این است که برای پیروزی در میدان نبردهای زندگی، باید از خودِ کاذب و دلبستگی‌های دنیوی خالی شد و با قلبی پاک و روحیه‌ای سرشار از تواضع به پیش رفت.

وقتی انسان از منیت و تعلقات تهی شود، در واقع به جایگاهی دست می‌یابد که هیچ عامل بیرونی نمی‌تواند به او آسیب بزند؛ چرا که دشمن، هدفی برای حمله و نقطه‌ای برای آسیب‌رسانی نمی‌یابد.

معنای روان

در فقر فقیر باش و در صفوت صاف با فقر و صفا درآ تو در کار مصاف

در عین حال که در ساحتِ بندگی خود را نیازمند و درویش‌مسلک می‌دانی، از درون نیز پاک و بی‌آلایش باش؛ با همین کوله‌بار از فقرِ معنوی (تواضع) و صفای باطن به میدان کارزارِ زندگی وارد شو.

نکته ادبی: واژه «فقر» در اینجا برخلاف معنای رایجِ مادی، به مفهومِ اصطلاح عرفانیِ «فقرِ الی‌الله» یا همان تواضع و تهی‌بودن از منیت است.

گر خصم تو صد تیغ برآرد ز غلاف چون هیچ نبیند نزند زخم گزاف

اگر دشمن تو حتی صدها شمشیر از غلاف بیرون بکشد، چون با چنین منشی از خود، هیچ (خودی یا نقطه ضعفی) در تو نمی‌بیند که به آن ضربه بزند، دیگر زخمی بیهوده و ناموجه بر تو وارد نخواهد کرد.

نکته ادبی: «زخم گزاف» در اینجا کنایه از ضربه‌ای است که بیهوده زده شود و بر هدف ننشیند، چرا که دلیلی برای آن وجود ندارد.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر (تناسب) فقر، صفوت، صفا، مصاف، غلاف، گزاف

استفاده از واژگان هم‌خانواده و دارای حروف قافیه یکسان که موسیقی درونی و بیرونی شعر را دوچندان کرده است.

کنایه تیغ برآوردن از غلاف

کنایه از آغاز دشمنی، حمله و خشم شدید است.