دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۵۰

مولوی
عاشق گردد بگرد اطلال و ربوع زاهد گردد بگرد تسبیح و رکوع
بر نان تند این و آن دیگر بر لب آب کانرا عطش آمده است و این را غم جوع

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تباین میان مسیرِ اهلِ دل و اهلِ ظاهر را به تصویر می‌کشند. شاعر نشان می‌دهد که هر انسانی بنا بر دغدغه و نیاز درونی خود، به سمتی گرایش دارد؛ عاشق در یادِ یار و تماشایِ جایگاهِ اوست و زاهد در گروِ آیین‌ها و عبادات شرعی.

این تقابل در بیت دوم به شکلی تمثیلی بیان می‌شود تا نشان دهد همچنان که هر تشنه‌ای به سوی آب و هر گرسنه‌ای به سوی نان می‌رود، آدمیان نیز در پی رفعِ نیازهای باطنی خود، مسیرهای متفاوتی را می‌پویند.

معنای روان

عاشق گردد بگرد اطلال و ربوع زاهد گردد بگرد تسبیح و رکوع

عاشق پیرامون ویرانه‌ها و خانه‌هایی که یادآور معشوق است پرسه می‌زند، در حالی که زاهد وقت خود را صرف گرداندن تسبیح و به جا آوردن رکوع در نماز می‌کند.

نکته ادبی: اطلال و ربوع در ادبیات کلاسیک به معنای آثار باقی‌مانده از منزلگاه یار است که عاشق با دیدن آن‌ بر غم‌اش افزوده می‌شود.

بر نان تند این و آن دیگر بر لب آب کانرا عطش آمده است و این را غم جوع

یکی به دنبال نان برای رفع گرسنگی است و دیگری به لب آب می‌رود تا تشنگی‌اش را فرو نشاند؛ چرا که آن‌کس که دردمندِ تشنگی است به آب پناه می‌برد و آن‌کس که در بندِ گرسنگی است در پی نان است.

نکته ادبی: جوع واژه‌ای عربی به معنای گرسنگی است که در کنار عطش تقابلی نمادین میانِ نیازهای جسمانی و تفاوت در پیگیریِ مقاصدِ انسانی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد عاشق و زاهد

نشان‌دهنده‌ی تقابل میان دو نوع نگرش و دو مسیر متفاوت در زندگی.

مراعات نظیر نان و جوع، آب و عطش

تناسب میان نیاز و رفع‌کننده آن که مفهومِ درگیری هر فرد با دغدغه‌ی خاص خود را برجسته می‌کند.