دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۴

مولوی
گر می کشدم غم تو هر دم مکش هل تا بکشندم همه عالم تو مکش
آنرا که خود انداخته ای پای مزن وانرا که تو زنده کرده ای هم تو مکش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی و تسلیم محض عاشق در برابر معشوقی است که مظهر قدرت و حیات‌بخشی است. شاعر در اوجِ شیفتگی، مرز میان رنجِ برخاسته از عشق و نابودی به دستِ معشوق را ترسیم می‌کند و خواستارِ آن است که معشوق، دست از آزارِ مستقیم بردارد، چرا که پیوند میان آن‌ها فراتر از پیوندِ میانِ آفریدگار و آفریده است.

مضمون اصلی، استغاثه عاشق به درگاه معشوق است که او را پدیدآورنده و حیات‌بخشِ خویش می‌داند. شاعر معتقد است کسی که خود، نهالِ وجودِ عاشق را کاشته و او را پرورانده است، نباید او را به خواری بکشاند یا از میان ببرد؛ چرا که این کار با منطقِ عشق و ربوبیتِ معشوق در تضاد است.

معنای روان

گر می کشدم غم تو هر دم مکش هل تا بکشندم همه عالم تو مکش

اگر رنجِ عشقِ تو مرا از پای درمی‌آورد و می‌کشد، بگذار چنین شود؛ اما تو خود مستقیماً مرا نکش. اجازه بده که تمامِ مردمِ دنیا مرا آزار دهند و بکشند، اما تو که محبوبِ منی، به دستِ خود مرا از بین مبر.

نکته ادبی: واژه «هل» امری از مصدر «هشتن» به معنای «گذاشتن» و «رها کردن» است. واژه «مکش» دارای ایهام است؛ در معنای ظاهری به معنای «نکُش» (سلبِ حیات) و در معنای دیگر می‌تواند اشاره به «نکِش» (جذب نکن یا به سوی خود مبر) داشته باشد.

آنرا که خود انداخته ای پای مزن وانرا که تو زنده کرده ای هم تو مکش

کسی را که خودت او را به خاک افکنده‌ای و در عشقِ خویش اسیر کرده‌ای، با خشم و بی‌اعتنایی طرد نکن و لگدکوب مکن. همچنین کسی را که با دمِ مسیحایی‌ات به او حیاتِ روحانی بخشیده‌ای و زنده کرده‌ای، خودت با قهر خویش نابود مکن.

نکته ادبی: عبارت «پای مزن» کنایه از تحقیر کردن، بی‌احترامی کردن و طردِ خشم‌آلود است. تضاد میان «زنده کرده‌ای» و «مکش» بر شدتِ تناقضِ میانِ کارکردِ معشوق (آفرینندگی) و انتظارِ عاشق تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

ایهام مکش

به معنای کشتن و در عین حال می‌تواند به معنای جذب کردن و به سوی خود کشیدن باشد که پیوندِ ظریفِ مرگ و زندگی در عشق را نشان می‌دهد.

تضاد زنده کرده ای / مکش

تقابل میان حیات‌بخشی و نابودسازی که برای تأکید بر عدمِ شایستگیِ ویرانگری برای معشوق به کار رفته است.

کنایه پای مزن

کنایه از بی‌محلی کردن، خوار شمردن و آزار رساندن به کسی که در جایگاهِ افتادگی و فروتنی قرار دارد.