دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۳۷

مولوی
دلدار مرا وعده دهد نشنومش بر مصحف اگر دست نهد نشنومش
گوید والله که نشنوی نشنومت خواهد که به اینها بجهد نشنومش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نهایت بی‌اعتمادی و سرخوردگی عاشق از وعده‌های توخالیِ معشوق است. در این فضا، اعتبار و تقدسِ سوگندهای معشوق که زمانی برای عاشق حجت بود، اکنون کاملاً از دست رفته است و او با قاطعیتی برآمده از زخم‌های گذشته، گوش خود را بر هرگونه توجیه یا سوگندِ دوباره بسته است.

در واقع شاعر با تأکید بر عدمِ پذیرشِ سخنانِ معشوق، حتی با وجودِ سوگندهای مذهبی و شرعی، نشان می‌دهد که پیمان‌شکنیِ مداوم، ایمانِ قلبیِ عاشق را به معشوق سلب کرده و پیوند عاطفی میان آن دو به نقطه پایان رسیده است.

معنای روان

دلدار مرا وعده دهد نشنومش بر مصحف اگر دست نهد نشنومش

محبوبِ من به من وعده و وعید می‌دهد، اما من دیگر حرف‌هایش را باور نمی‌کنم و گوشم به آن‌ها بدهکار نیست؛ حتی اگر او برای اثباتِ صداقتش دست روی قرآن بگذارد و سوگند بخورد، باز هم سخنش برای من ارزش و اعتباری ندارد.

نکته ادبی: واژه «مصحف» در اینجا به عنوان یکی از مقدس‌ترین ابزارها برای ادای سوگند به کار رفته تا شدت بی‌اعتمادی گوینده را به نمایش بگذارد.

گوید والله که نشنوی نشنومت خواهد که به اینها بجهد نشنومش

او با سوگند به خدا می‌گوید که تو حرف‌های مرا نشنیدی، اما او می‌خواهد با این ترفندها و گریختن از واقعیت، خود را تبرئه کند؛ با این وجود، من همچنان بر موضع خود ثابت هستم و سخنانش را نمی‌شنوم.

نکته ادبی: عبارت «بجهد» در اینجا کنایه از تلاشِ بیهوده برای رهایی از فشارِ موقعیتِ پیش‌آمده و فریبِ دوباره است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) نشنومش

تکرار این عبارت در پایانِ هر دو بیت، بر قاطعیتِ عاشق و اصرار او بر نپذیرفتنِ وعده‌های معشوق تأکید می‌کند.

کنایه دست بر مصحف نهادن

کنایه از سوگندِ بسیار محکم و مقدس برای اثباتِ درستیِ سخن که نزدِ مخاطب بی‌اثر شده است.

تضاد در مفهوم سوگند و بی‌اعتمادی

تضادِ میانِ تقدسِ سوگند (مصحف و والله) و بی‌اثر بودنِ آن در قلبِ عاشق، که اوجِ ناامیدی و گسستِ عاطفی را نشان می‌دهد.