دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۲۰

مولوی
با دل گفتم ز دیگران بیش مباش رو مرهم ریش باش چون نیش مباش
خواهی که ز هیچکس به تو بد نرسد بدگوی و بدآموز و بداندیش مباش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی اخلاقی و پندآموز سروده شده‌اند که مخاطب را به تواضع، خیرخواهی و پرهیز از ترویج شرارت دعوت می‌کند. شاعر با بیانی ساده و صریح، کمال انسانی را نه در برتری‌جویی، بلکه در همدلی و التیام دردهای دیگران می‌بیند و تأکید دارد که ریشه آرامش فردی، در پاکیزگی افکار و گفتار اوست.

در حقیقت، این اثر بازتاب‌دهنده قانونی اخلاقی است که بر اساس آن، برخورد جامعه با ما آینه‌ای از رفتار خود ماست. از نگاه شاعر، برای تجربه نیکی و امنیت، انسان باید ابتدا خود از آزار رساندن به دیگران دست بکشد و خویِ بد را در وجود خویش بخشکاند.

معنای روان

با دل گفتم ز دیگران بیش مباش رو مرهم ریش باش چون نیش مباش

به دلم نهیب زدم که در پی برتری‌جویی و فخرفروشی نسبت به مردم نباش. تلاش کن به جای آنکه با رفتارت مانند نیشِ زنبور باعث آزار و دردِ دیگران شوی، همچون مرهمی باشی که زخم‌های آنان را بهبود می‌بخشد.

نکته ادبی: واژه «ریش» در متون کهن به معنای زخم و جراحت است و تضادِ معناییِ میان «مرهم» و «نیش»، محور اصلی این بیت برای نشان دادنِ تقابلِ خیر و شر است.

خواهی که ز هیچکس به تو بد نرسد بدگوی و بدآموز و بداندیش مباش

اگر طالب این هستی که از سوی هیچ‌کس به تو آسیبی نرسد، پس خودت نیز از بدگویی، ترویج افکار ناپسند و داشتنِ نیت‌های آلوده نسبت به دیگران پرهیز کن.

نکته ادبی: استفاده از سه واژه مشتق با پیشوند «بد» (بدگوی، بدآموز، بداندیش)، نشان‌دهنده نوعی طبقه‌بندیِ جامع از آلودگی‌های اخلاقی در سه ساحتِ کلام، عمل و اندیشه است.

آرایه‌های ادبی

تضاد نیش و مرهم

تقابل میان آسیب‌رساندن و التیام‌بخشی برای تأکید بر لزوم انتخاب رفتارِ سازنده.

مراعات نظیر بدگوی، بدآموز و بداندیش

استفاده از واژگان هم‌خانواده برای تبیینِ ابعاد گوناگونِ شرارت در حوزه‌های گفتار، رفتار و پندار.

تشخیص با دل گفتم

دل به عنوان مخاطبی انسانی در نظر گرفته شده که شاعر با آن به گفتگو و اندرزگویی می‌پردازد.