دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷

مولوی
ای کرده به پنج شمع روشن هر شش ای اصل خوشی و هرچه داری همه خوش
تا چند چو الحمد مرا می خوانی همچون بقره بگیر گوش من و کش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش ذات بی‌همتای الهی سروده شده‌اند. شاعر بر این باور است که تمام هستی و جهان مادی، تنها به لطف و حضور خداوند است که معنا و روشنایی می‌یابد و او سرچشمه‌ی حقیقیِ هرآنچه که زیبا و پسندیده است، به شمار می‌آید.

در بخش دوم، شاعر از توقف در مراحل ابتدایی و سطحیِ سلوک و عبادت گلایه می‌کند. او با استفاده از تمثیلِ سوره‌های قرآن، خواهان عبور از دایره‌ی تکرار و ساده‌انگاری است و از خداوند می‌طلبد که او را به وادی‌های عمیق‌تر، دشوارتر و متعالی‌ترِ معرفت هدایت کند.

معنای روان

ای کرده به پنج شمع روشن هر شش ای اصل خوشی و هرچه داری همه خوش

ای خدایی که با نورافشانیِ پنج حسِ انسانی، هر شش جهتِ عالم را برای ما روشن و دیدنی ساختی؛ ای سرچشمه‌ی حقیقیِ شادی و خوشی، که تمامِ آنچه از جانب تو به بندگانت می‌رسد، سراسر نیکو و دل‌انگیز است.

نکته ادبی: عدد «پنج» کنایه از حواس پنج‌گانه است و «شش» به شش جهت عالم (بالا، پایین، چپ، راست، پیش، پس) اشاره دارد.

تا چند چو الحمد مرا می خوانی همچون بقره بگیر گوش من و کش

تا کی می‌خواهی مرا با خواندنِ سوره حمد (که نمادِ مراحل ابتدایی و ساده‌ی عبادت است) سرگرم کنی؟ همچون سوره بقره (که نمادِ تکلف، دشواری و درجات عالی‌تر است) گوش مرا بگیر و به سوی حقیقتِ عمیق‌تر بکشان.

نکته ادبی: تضاد میان سوره حمد و بقره در اینجا نمادی از تفاوت میان ظاهرِ دین و باطنِ ژرفِ عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه پنج شمع

اشاره به حواس پنج‌گانه انسان که ابزار ادراکِ جهان هستند.

تلمیح الحمد و بقره

اشاره به دو سوره از قرآن کریم که در اینجا برای نشان دادن تفاوتِ سطحِ عبادت و ریاضت به کار رفته است.