دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۵

مولوی
ای سودائی برو پی سودا باش در صورت شیدای دلت شیدا باش
با سایهٔ خود ز خوی خود در جنگی خود سایهٔ تست خصم تو، تنها باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محور شناختِ خویشتن و رهایی از بندِ خودساخته‌ها می‌چرخد. شاعر مخاطب را به این حقیقتِ بزرگ آگاه می‌کند که آنچه در ظاهر به عنوان دشمن یا مانع می‌پندارد، در واقع بازتابی از سرشت و خوی درونیِ خودِ اوست و نبرد با جهان بیرون، جز ستیز با سایه‌ی خویش نیست.

پیام نهاییِ سخن، دعوت به خلوت‌گزینی و پالایشِ جان است. شاعر تأکید دارد که به جای پراکنده‌خاطری و درگیری با امورِ بی‌حاصل، باید به کانونِ اشتیاقِ حقیقی بازگشت و با یگانگی و سکون، از بندِ هیاهوهای درونی رهایی یافت.

معنای روان

ای سودائی برو پی سودا باش در صورت شیدای دلت شیدا باش

ای کسی که درگیر خیالات و سوداهای دنیوی هستی، به دنبال همان عشق و مقصودِ اصلیِ خود برو و آن‌گونه که در ظاهر بی‌قرار و شیدا هستی، در باطنِ دل نیز همان‌قدر عاشق و بی‌قرار باش.

نکته ادبی: واژه «سودائی» اشاره به کسی دارد که به دلیل غلبه سودا (مرض مالیخولیا در طب سنتی) دچار پریشان‌حالی است؛ اینجا کنایه از غفلت و درگیری‌های فکری بیهوده است.

با سایهٔ خود ز خوی خود در جنگی خود سایهٔ تست خصم تو، تنها باش

تو به دلیل خوی و سرشتِ ناآرامِ خود، حتی با سایه‌ی خویش نیز در ستیز هستی؛ در حالی که همین سایه، بازتابی از دشمنی‌های درونِ توست، پس با خود خلوت کن و از این جنگِ بیهوده دست بکش.

نکته ادبی: «سایه» در این متن، استعاره از برون‌فکنیِ عیوب و هیجاناتِ درونی بر عالمِ خارج است.

آرایه‌های ادبی

اشتقاق سودائی و سودا

استفاده از هم‌خانواده‌ی واژگان برای تأکید بر محورِ اصلیِ بحث که همان اشتغالِ ذهنیِ مخاطب است.

استعاره سایه

سایه نمادی از بازتابِ رفتار و خصلت‌های ناخوشایندِ خودِ فرد در جهانِ بیرون است.