دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۲

مولوی
ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش وی عالم عیش و ایمنی وقت تو خوش
در سایهٔ زلف تو دمی میخسبم تو نیز موافقت کنی وقت تو خوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی سرشار از آرامش، صلح و شادی را ترسیم می‌کنند. شاعر در حالی که غرق در نشاط و امنیتِ لحظه است، گویی آرزو می‌کند که این کیفیتِ زمانی برایش پایدار بماند. خطاب قرار دادنِ مفاهیمی چون روز و عالم در کنار اشاره به حضور معشوق، نشان‌دهنده نوعی ستایش و شکرگزاری از احوالِ درونی و بیرونی است.

تم اصلی در این قطعات، تقاضایِ خوش‌بختی برای لحظاتِ پیش‌رو و نیز سپاس‌گزاری از همراهیِ معشوق است که در بستری از استعاره‌های لطیف و زبانی فاخر بیان شده است.

معنای روان

ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش وی عالم عیش و ایمنی وقت تو خوش

ای روزِ سرشار از شادی و نور، اوقاتت مبارک و خجسته باد؛ ای دنیایِ آکنده از عیش و آرامش، روزگارت خوش و به کام باد.

نکته ادبی: ترکیبِ «نشاط روشنی» اضافه وصفی است و واژه «ایمنی» در متون کهن به معنایِ امنیت و آسودگیِ خاطر است.

در سایهٔ زلف تو دمی میخسبم تو نیز موافقت کنی وقت تو خوش

در سایه و پناهِ گیسوانِ تو لحظه‌ای می‌آسایم؛ اگر تو نیز با این هم‌نشینی و خلوت موافق باشی، روزگارت خوش و به نیکی بگذرد.

نکته ادبی: واژه «می‌خسبم» از مصدر «خفتن» (خوابیدن) است که در ادبیات کلاسیک رایج بوده و در اینجا به معنای آرام گرفتن و استراحت کردن به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تخاطب ای روز نشاط روشنی / وی عالم عیش و ایمنی

خطاب قرار دادن مفاهیم انتزاعی نظیر روز و عالم برای بیان حس شاعرانه و تأکید بر خوشیِ آن زمان.

تکرار وقت تو خوش

تکرار عبارتِ دعاییِ «وقت تو خوش» در پایان هر مصرع برای ایجاد موسیقیِ کلام و تأکید بر آرزویِ پایداریِ خوشبختی.

استعاره سایه زلف

تشبیه گیسوی معشوق به سایه که پناهگاهی امن برای آسودن شاعر فراهم می‌کند.