دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۱۰

مولوی
هرچند ملولی نفسی با ما باش مگریز ز یاران و درین غوغا باش
یا همچو دلم واله و شیدائی شو یا بهر نظاره حاضر سودا باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت‌نامه‌ای صمیمانه و در عین حال عارفانه است از جانب شاعر به مخاطب خود، تا حتی در اوجِ خستگی و ملالِ خاطر، پیوندِ دوستی و حضور در جمعِ یاران را رها نکند. شاعر در فضایی که هم رنگِ خلوتِ عارفانه دارد و هم شورِ جمعی، مخاطب را به استقامت در راهِ عشق و همراهی با هم‌مسیران ترغیب می‌کند.

درونمایه‌ی اصلی این ابیات، تضاد میانِ گریز و حضور است. شاعر دو راهِ روشن پیشِ پای مخاطب می‌گذارد: یا غرق شدن در دریایِ شیدایی و عاشقی، یا نظاره‌گر بودن بر این شوریدگی و دیوانگیِ مقدس؛ به گونه‌ای که هیچ‌کس نباید از دایره‌یِ این حال و هوایِ روحانی و پرشور بیرون بماند.

معنای روان

هرچند ملولی نفسی با ما باش مگریز ز یاران و درین غوغا باش

اگرچه اکنون دلگیر، خسته یا افسرده‌خاطر هستی، دمی دست از همراهیِ با ما برندار. از جمع دوستان و یاران دوری مکن و در میانه‌یِ این شور و غوغایِ معنوی، با ما همراه و هم‌قدم باش.

نکته ادبی: ملول در اینجا به معنای کسی است که از سختیِ راه دچار خستگی و دلتنگی شده است. غوغا به معنای هیاهوی عاشقانه‌ای است که در محفل رندان برپاست و نباید آن را به معنای نزاع و درگیریِ دنیوی تفسیر کرد.

یا همچو دلم واله و شیدائی شو یا بهر نظاره حاضر سودا باش

یا مانند دلِ من سرگشته و دیوانه‌یِ عشق شو و در این دریایِ حیرت غوطه‌ور گرد، و یا اگر تابِ آن را نداری، دست‌کم به تماشایِ این جنون و شورِ عاشقی بیا و شاهدِ این حال و مقام باش.

نکته ادبی: واله به معنای حیران و سرگشته است. واژه سودا در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای بیماریِ مالیخولیایی (جنون عشق) و هم به معنای معامله و دادوستد که در عرفان، استعاره از معامله‌ی جان با جانان است.

آرایه‌های ادبی

تناسب واله، شیدایی، سودا

استفاده از واژگانی که همگی به حوزه‌ی معنایی جنون، عشق و بی‌خودی تعلق دارند و به موسیقیِ درونی شعر افزوده‌اند.

ایهام سودا

اشاره به دو معنایِ جنونِ عاشقی و همچنین معامله و خرید و فروش که کنایه از معامله‌یِ عاشق با معشوق است.

تضاد مگریز و حاضر باش

تقابل میانِ گریز و حضور که دعوتِ شاعر به همراهی را در فضایِ سختِ مسیرِ سلوک، برجسته‌تر می‌کند.