دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۰۹

مولوی
هان ای دل تشنه جوی را جویان باش بی پای مپای و دایما پویان باش
با آنکه درون سینه بی کام و زبان سرچشمهٔ هر گفت توئی گویان باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است پرشور به تکاپو و جست‌وجوی حقیقت. شاعر دل را مخاطب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که با وجود عطش و نیازی که دارد، منفعل و ساکن نماند. در واقع، این پیام بر اهمیتِ حرکت و تلاش مداوم در مسیر شناخت تاکید دارد، حتی اگر در ظاهر هیچ ابزار بیرونی برای ابراز آن نداشته باشیم.

در نگاهی عمیق‌تر، این ابیات به جایگاهِ درونیِ انسان اشاره می‌کند؛ جایی که قلب، به عنوان کانونِ اسرار، بدون آنکه نیازی به کلامِ ظاهری داشته باشد، منبع اصلیِ معرفت و حقیقت است. شاعر از دل می‌خواهد که این جوهره‌ی درونی را کشف کرده و به جای سکون، آینه‌ی تمام‌نمایِ حقایق باشد.

معنای روان

هان ای دل تشنه جوی را جویان باش بی پای مپای و دایما پویان باش

ای دلِ تشنه‌کام، در پیِ یافتنِ سرچشمه‌یِ حیات و حقیقت باش. هرگز به بهانه‌یِ ناتوانی یا نداشتنِ ابزار، ساکن و منتظر نمان، بلکه همواره در حال تلاش و پویایی باش.

نکته ادبی: هان شبه‌جمله و برای آگاهی دادن است. جوی استعاره از حقیقت یا کمال است. بی‌پای کنایه از ناتوانی یا سکون است.

با آنکه درون سینه بی کام و زبان سرچشمهٔ هر گفت توئی گویان باش

اگرچه در ظاهر و در سینه‌ات، زبان و کلامی برای بیانِ حقیقت نداری، اما بدان که تو خود منبعِ اصلیِ تمامیِ سخنانِ راستین هستی؛ پس بکوش تا این حقیقت را آشکار کنی و گویا باشی.

نکته ادبی: بی‌کام و زبان کنایه از ناتوانی در بیانِ عجز و نیاز است. تناقض میان بی‌زبان بودن و گویان بودن آرایه‌یِ تضاد ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جوی

استعاره از حقیقت یا معرفت و سرچشمه حیات.

کنایه بی‌کام و زبان

کنایه از ناتوانی در ابراز حقایق و عجز درونی.

سجع و جناس جویان، پویان، گویان

تکرار صامت‌ها و مصوت‌ها که باعث ایجاد موسیقی درونی و آهنگین شدن ابیات شده است.