دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۹۹

مولوی
اندر بر خویشم بفشاری همه خوش بر راه زنان مرگ گماری همه خوش
چون مرگ دهی از پس آن برگ دهی از مرگ حیاتها برآری همه خوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر مقام والای تسلیم و رضا در برابر مشیت حضرت حق است. عارف در این کلام، چنان در محبت معبود غرق شده است که تلخ و شیرین، و مرگ و زندگی را در دیدگان خود یکسان می‌بیند، زیرا سرچشمه تمام این رویدادها را اراده محبوب می‌داند.

در این نگاه عرفانی، بلا و عطای محبوب هر دو برای سالک گوارا است؛ چرا که حتی در پسِ پرده‌های سختی و نیستی، عنایت و حیاتِ تازه‌ای نهفته است. شاعر در این قطعه، هراس از مرگ را کنار گذاشته و آن را نیز پرتویی از جلواتِ هستی‌بخشِ پروردگار می‌بیند.

معنای روان

اندر بر خویشم بفشاری همه خوش بر راه زنان مرگ گماری همه خوش

چه زمانی که مرا با مهر در آغوش می‌گیری و چه زمانی که با ایجاد موانعی همچون مرگ بر سر راهم، مرا به چالش می‌کشی، همه این‌ها برای من خوشایند و دلپذیر است، زیرا همه از جانب توست.

نکته ادبی: «اندر بر گرفتن» کنایه از غرق شدن در فیض و عنایت است و «راه زنان» در اینجا به معنای موانع یا خطراتی است که در مسیر کمال و سلوک قرار می‌گیرند.

چون مرگ دهی از پس آن برگ دهی از مرگ حیاتها برآری همه خوش

هرگاه مرگ را برای من رقم می‌زنی، بلافاصله پس از آن، اسبابِ حیات و روزی تازه‌ای به من می‌بخشی؛ تو کسی هستی که از دلِ نیستی و مرگ، حیاتِ تازه می‌آفرینی و تمام این دگرگونی‌ها در نظر من زیبا و نیکوست.

نکته ادبی: «برگ» در ادبیات کلاسیک به معنای توشه، ساز و برگ و وسیله معیشت است. همچنین تضاد «مرگ» و «حیات» تأکیدی بر قدرتِ احیاگریِ معبود است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مرگ و حیات

بهره‌گیری از دو واژه متضاد برای نمایش قدرتِ آفرینندگی و تغییرِ احوال توسط معبود.

تکرار همه خوش

تکرار عبارت در پایانِ ابیات برای تأکید بر پذیرشِ قلبی و رضایِ مطلقِ سالک از تمامِ افعالِ الهی.

کنایه اندر بر گرفتن

کنایه از نزدیکیِ معنوی، لطف و نوازشِ پروردگار نسبت به بنده.