دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۹۲

مولوی
آن دم که حق بنده گزاری همه خوش وز مهر سر بنده بخاری همه خوش
از خانه برانیم بزاری همه خوش چون عزم کنم هم بگذاری همه خوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده نهایتِ تسلیم و رضایتِ عاشق در برابر اراده‌ی معشوق است. در این نگاه، عاشق چنان در محبتِ محبوب غرق شده که فرقی میانِ وصال و هجران یا نوازش و بی‌مهری نمی‌بیند و هر آنچه از سوی یار می‌رسد را مایه‌ی خشنودی و کمال می‌داند.

نگاهِ شاعر در این ابیات، دیدگاهی عارفانه است که در آن بنده، تمامیِ رخدادهای زندگی و برخوردهای معشوق را تجلیِ خواستِ الهی دانسته و با دیده‌ای از سرِ پذیرش و سپاس به آن می‌نگرد، چرا که معتقد است در پسِ هر کنشِ معشوق، حکمتی نهفته است که برای عاشق، زیبا و دلنشین جلوه می‌کند.

معنای روان

آن دم که حق بنده گزاری همه خوش وز مهر سر بنده بخاری همه خوش

هنگامی که تو حقِ بندگیِ مرا به جا می‌آوری و به من توجه می‌کنی، همه‌چیز نیکو و دلپذیر است و زمانی که از سرِ مهر و دوستی، وجودِ منِ بنده را در آتشِ عشقِ خویش می‌سوزانی و می‌گدازی، این نیز برای من نیکوست.

نکته ادبی: بُخار در اینجا ریشه‌ای کهن دارد و به معنای برانگیختن، تفتیدن و گداختن است که کنایه از آزمودنِ عاشق در آتشِ عشقِ معشوق است.

از خانه برانیم بزاری همه خوش چون عزم کنم هم بگذاری همه خوش

اگر مرا با زاری و ناله از خانه‌ی خود برانی، برایم خوشایند است و اگر قصدِ کاری کنم و تو آن را می‌پذیری یا به آن رخصت می‌دهی، در هر حال آن نیز نزدِ من نیکو و پذیرفتنی است.

نکته ادبی: بگذاری در اینجا به معنای اجازه دادن، اذن صادر کردن و یا پذیرا بودن است که نشان از تسلیمِ محضِ عاشق در برابرِ اراده‌ی معشوق دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار همه خوش

تکرارِ ردیفِ «همه خوش» در تمامی مصراع‌ها برای القای حسِ یگانگی و رضایتِ مطلق در تمامیِ احوالِ عاشق به کار رفته است.

کنایه از خانه برانیم

کنایه از طرد کردن و دوری گزیدنِ معشوق که عاشق با روحیه‌ی تسلیم آن را نیز می‌پذیرد.

تضاد برانیم و بگذاری

تقابل میانِ راندن و پذیرفتن که نشان‌دهنده فراگیر بودنِ رضایتِ عاشق از تمامیِ افعالِ معشوق است.