دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۹۰

مولوی
آتش در زن بگیر پا در کویش تازه نبرد هیچ فضول سویش
آن روی چو ماه را بپوش از مویش تا دیدهٔ هر خسی نبیند رویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محافظت از حریمِ جمال و تقدسِ محبوب تأکید دارند. شاعر با زبانی صریح، عاشق را به غیرت‌ورزی و پوشاندنِ زیباییِ معشوق از نگاهِ نااهلان فرا می‌خواند و بر این باور است که راهِ وصال، نیازمندِ شوریدگی و پاک‌باختگی است.

فضای کلی اثر، سرشار از حالتی عرفانی و عاشقانه است که در آن، زیباییِ معشوق، گوهری است که باید از گزندِ نگاه‌های سطحی و کنجکاوی‌های نامحرمان حفظ شود.

معنای روان

آتش در زن بگیر پا در کویش تازه نبرد هیچ فضول سویش

در وجودت آتش عشق بیفروز و با تمام وجود در کوی محبوب گام بگذار، تا هیچ فرد مداخله‌گر و فضولی نتواند به حریم او نزدیک شود.

نکته ادبی: آتش در زن کنایه از ایجاد شور و سوز درونی و کوی نماد حریم قرب است.

آن روی چو ماه را بپوش از مویش تا دیدهٔ هر خسی نبیند رویش

چهره درخشان و مانند ماه او را با تارهای زلفش بپوشان، تا چشم هیچ آدم فرومایه و نااهلی، زیبایی بی‌مثال او را نبیند.

نکته ادبی: روی چو ماه تشبیه و خس استعاره از افراد پست و بی‌مایه است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی چو ماه

مانند کردن صورت محبوب به ماه به جهت زیبایی و درخشش.

کنایه آتش در زن

کنایه از به شور و شیدایی رسیدن و گذشتن از خود.

استعاره خس

به کار بردن واژه خس برای اشاره به افراد نااهل و سبک‌مایه.