دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۸۹

مولوی
هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس زانسان شده ام بی سر و سامان که مپرس
ای مرغ خیال سوی او کن گذری وانگه ز منش بپرس چندان که مپرس