دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۸۷

مولوی
عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس صد کاری و صد رنگی و صد پیشه و پیس
در کاسهٔ سر چو نیستت بادهٔ عشق در مطبخ مدخلان برو کاسه بلیس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی ملامت‌گرانه و صریح، تقابل میان عاشقانِ حقیقت و افراد ریاکار و دنیاپرست را به تصویر می‌کشد. شاعر مخاطب خود را که ادعای سلوک دارد اما در باطن گرفتارِ نیرنگ و دنیاطلبی است، سرزنش می‌کند و او را به صداقت با خود فرامی‌خواند.

پیام اصلی این است که یا باید با تمام وجود در راه عشق و حقیقت گام نهاد و یا اگر ظرفیت آن در انسان نیست، باید از ادعاهای دروغین دست شست و به همان زندگی مادی و پستِ خود پرداخت، نه اینکه با ریاکاری چهره‌ای معنوی از خود ساخت.

معنای روان

عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس صد کاری و صد رنگی و صد پیشه و پیس

اگر نمی‌توانی عاشق راستین باشی و در راه حقیقت گام برداری، پس بهتر است به همان کارهای پست و عامیانه مشغول شوی؛ چرا که تو پر از دورویی و نیرنگ هستی و مدام در حال تغییر رنگ، پیشه و کارهای ناپسند می‌باشی.

نکته ادبی: پشم بریس کنایه‌ای است از انجام کارهای حقیر و کم‌ارزش. تکرار واژه 'صد' برای تأکید بر کثرت دورویی و بی‌ثباتی فرد به کار رفته است.

در کاسهٔ سر چو نیستت بادهٔ عشق در مطبخ مدخلان برو کاسه بلیس

اگر در اندیشه و وجودت، سرمستیِ ناشی از عشق و حقیقت وجود ندارد، پس شایسته‌تر است که به آشپزخانه متملقان و چاپلوسان بروی و از آنجا لقمه‌نانی گدایی کنی.

نکته ادبی: کاسه سر استعاره از ذهن و ظرفیت وجودی انسان است. مطبخ مدخلان اشاره به جایگاه چاپلوسانی دارد که برای رسیدن به نان و نوایی، به هر کاری و هر مکانی تن می‌دهند.

آرایه‌های ادبی

کنایه پشم بریس

کنایه از انجام دادن کارهای پست، حقیر و بی‌مقدار.

استعاره باده عشق

تشبیه عشق و شور معنوی به باده (شراب) که موجب مستی و بیخودی از تعلقات دنیا می‌شود.

اغراق صد کاری و صد رنگی

استفاده از عدد صد برای تأکید بر کثرت و فراوانیِ نیرنگ و دورویی مخاطب.

تضاد عاشقی در مقابل کاسه لیسی

تقابل میان مقام بلند عاشقی و معرفت با مقام پستِ چاپلوسی و گدایی.