دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۸۱

مولوی
دارد به قدح می حرامی که مپرس یک دشمن جان شگرف حامی که مپرس
پیشم دارد شراب خامی که مپرس می خواند مرمرا به نامی که مپرس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از شور و شیداییِ حاصل از تجربه‌ای درونی و عرفانی است که در آن، شاعر با مفاهیم متضادی چون عشق و خطر، و رستگاری و تباهی مواجه می‌شود. در این فضا، می (عشق حقیقی یا تجربه‌ی شهودی) چنان قدرتمند و بی‌پرواست که هیچ کلام و توصیفی یارای بازتاب دادنِ حقیقتِ آن را ندارد.

شاعر در این عبارات، حالتی از تسلیم و حیرت را به تصویر می‌کشد که در آن، معشوق یا پیرِ طریقت، او را به نامی می‌خواند و به جامی دعوت می‌کند که فراتر از ادراکِ معمولِ انسانی است. این فضایِ مه‌آلود و پُر از رمز و راز، نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ای است که فرد در عینِ درکِ آن، از توصیفِ آن ناتوان است.

معنای روان

دارد به قدح می حرامی که مپرس یک دشمن جان شگرف حامی که مپرس

در جامِ شراب، میِ ممنوعه‌ای وجود دارد که توصیفِ آن غیرممکن است و نباید درباره‌ی آن پرسش کرد.

نکته ادبی: حرام: در ادبیات عرفانی به معنای چیزی است که از دیدِ زاهدان نکوهیده و از دیدِ عارفان، حقیقتِ پنهان و والایی است که برای عامه در دسترس نیست.

پیشم دارد شراب خامی که مپرس می خواند مرمرا به نامی که مپرس

این می، دشمنِ جانِ آدمی است؛ در عین حال حامی و پشتیبانِ بسیار قدرتمندی است که حیرت‌انگیز است و نمی‌توان آن را توصیف کرد.

نکته ادبی: شگرف: به معنای عظیم، عجیب و خیره‌کننده است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) دشمن جان شگرف حامی

می (عشق) همزمان به عنوان چیزی که جان را می‌ستاند (دشمن) و چیزی که روح را می‌پروراند و حمایت می‌کند (حامی) معرفی شده است.

تکرار تأکیدی که مپرس

تکرارِ این عبارت در پایانِ تمام مصرع‌ها برای تأکید بر حیرتِ شاعر و ناتوانیِ زبان از توصیفِ حقیقتِ این تجربه است.

ایهام شراب خام

اشاره به شرابی که هنوز تخمیر نشده و تندیِ آن بر جاست؛ کنایه از شوری که هنوز به آرامشِ پس از شناخت نرسیده است.