دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۸۰

مولوی
چون روبه من شدی تو از شیر مترس چون دولت تو منم ز ادبیر مترس
از چرخ چو آن ماه ترا همراه است گر روز بگاهست وگر دیر مترس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نویدی شورانگیز از سوی پشتیبان و یاری‌دهنده‌ای قدرتمند به رهرو است. شاعر با تکیه بر جایگاهِ وجودی خود به عنوان نماد اقبال و نیک‌بختی، مخاطب را از تمامی هراس‌ها و خطرات دنیوی که همچون شیران درنده در مسیر زندگی کمین کرده‌اند، ایمن می‌سازد.

در بخش دوم، شاعر با اشاراتی نجومی و فلسفی، چرخ روزگار را مسخرِ اراده و بختِ نیکِ مخاطب می‌داند. او با تأکید بر همراهیِ عنایت الهی یا معشوق، مفهوم زمان را در برابرِ این همراهی بی‌اثر می‌انگارد تا اطمینان خاطرِ مطلق را به جانِ رهرو تزریق کند.

معنای روان

چون روبه من شدی تو از شیر مترس چون دولت تو منم ز ادبیر مترس

وقتی که رو به سوی من آوردی و همراهم شدی، دیگر از شیر درنده (که استعاره از خطرات بزرگ است) مترس. چون من پشتیبان و اقبال بلند تو هستم، پس از بدبیاری و نگون‌بختی هیچ هراسی به دل راه مده.

نکته ادبی: روبه شدن در اینجا کنایه از روی آوردن و به خدمت رسیدن است و واژه ادبیر به معنای ادبار و بدبختی به کار رفته است.

از چرخ چو آن ماه ترا همراه است گر روز بگاهست وگر دیر مترس

چون از سوی فلک و تقدیر، آن ماه تابان (عنصر روشنی‌بخش و نیک‌اقبال) همراه و هم‌نشین تو گشته است، چه در آغازِ روز باشی و چه در پایانِ آن، از هیچ رخدادی در گذر زمان مترس.

نکته ادبی: چرخ استعاره از گردون و سرنوشت است و ترکیب روز بگاه و دیر، کنایه از تمامیِ بازه‌های زمانی و گذر عمر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر

نماد خطرات و دشواری‌های هولناک زندگی.

استعاره ماه

استعاره از بخت بلند، یارِ نجات‌بخش یا نورِ هدایت‌گر در تاریکیِ راه.

تضاد روز بگاه و دیر

تقابل زمانی که به معنای در تمامی اوقات و همه احوال است.