دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۷۷

مولوی
از روز قیامت جهان سوز بترس وز ناوک انتقام دلدوز بترس
ای در شب حرص خفته در خواب دراز صبح اجلت رسید از روز بترس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دربردارنده‌ی هشداری اخلاقی و عرفانی هستند که آدمی را از غفلت و دلبستگی به امور دنیوی بر حذر می‌دارند. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های تکان‌دهنده، مخاطب را به یادآوریِ فرجامِ محتومِ زندگی و حساب و کتابِ اخروی دعوت می‌کند.

فضای کلی حاکم بر کلام، فضایی اندرزگونه است که در آن، حرص و آز به خوابی طولانی در شبِ تاریکِ نادانی تشبیه شده و مرگ، همچون صبحی ناگزیر، نوید پایانِ این غفلت را می‌دهد. پیامِ اصلی، دعوت به هوشیاری و پرهیز از ستم و دلبستگی‌های دنیایی پیش از فرا رسیدنِ زمانِ حساب است.

معنای روان

از روز قیامت جهان سوز بترس وز ناوک انتقام دلدوز بترس

از آن روز رستاخیزی که جهانی را به آتش می‌کشد بیمناک باش و همچنین از تیرِ انتقام و کیفر الهی که دل‌ها را می‌شکافد و مجازات می‌کند، بترس.

نکته ادبی: ناوک به معنای تیر است و در اینجا استعاره از قهر الهی است که به جان آدمی می‌نشیند.

ای در شب حرص خفته در خواب دراز صبح اجلت رسید از روز بترس

ای کسی که در شبِ تاریکِ حرص و طمع، در خوابِ غفلتی طولانی فرو رفته‌ای؛ آگاه باش که صبحِ مرگ تو فرا رسیده است، پس از آن روز (حساب) بیمناک باش.

نکته ادبی: شب حرص اضافه تشبیهی است؛ حرص و طمع به شبِ تاریک تشبیه شده که مانع دیدنِ حقیقت است. صبح اجل نیز اضافه استعاری است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ناوک انتقام

تشبیه انتقام و کیفر به تیرِ تیز که جان و دل را هدف می‌گیرد و می‌شکافد.

اضافه تشبیهی شب حرص

حرص و آز به شبِ تاریکی تشبیه شده که آدمی را در بی‌خبری و تاریکیِ ذهنی نگاه می‌دارد.

مراعات نظیر (تناسب) شب و صبح

تقابل میان شب (نماد غفلت) و صبح (نماد آگاهی و پایان زندگی) برای القای مفهوم گذر زمان.