دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۷۴

مولوی
آمد آمد ترش ترش یعنی بس میپندارد که من بترسم ز عسس
آن مرغ دلی که نیست در بند قفس او را تو مترسان که نترسد از کس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تابلویی از اقتدار و بی‌باکی روحِ رهاشده از بندهای دنیوی است. شاعر در این قطعه به تقابل میان انسانِ آزاده و کسانی می‌پردازد که می‌کوشند با ابزارهای ترس و تهدیدهای دنیایی، بر روحِ مشتاقِ او مسلط شوند.

پیام اصلی این است که کسی که طعم آزادی از قفسِ تن و تعلقاتِ مادی را چشیده باشد، دیگر هیچ تهدیدی از جانب قدرت‌های ظاهری و هیاهوهای دنیوی نمی‌تواند او را به وحشت اندازد؛ زیرا او در مقامِ یقین، از قیدِ هرگونه هراسِ بیرونی فراتر رفته است.

معنای روان

آمد آمد ترش ترش یعنی بس میپندارد که من بترسم ز عسس

آن‌کس که با چهره‌ای درهم‌کشیده و خشمگین به سراغم می‌آید و گمان می‌برد با ترساندن من از پاسبانان و مأموران، می‌تواند مرا به سکوت وادارد، سخت در اشتباه است و این تلاشش بیهوده است.

نکته ادبی: ترش کنایه از چهره عبوس و خشمگین است. عسس به معنای نگهبان یا گشت شبانه است که اینجا نماد قدرت‌های بازدارنده بیرونی است.

آن مرغ دلی که نیست در بند قفس او را تو مترسان که نترسد از کس

آن روح و جانی که از بندِ قفسِ جسم و تعلقاتِ دنیوی رها گشته است، دیگر هیچ هراسی از تهدیدهای شما ندارد؛ پس بیهوده او را نترسانید، چرا که صاحبِ چنین روحی، از هیچ موجودی نمی‌هراسد.

نکته ادبی: مرغ دل استعاره از روحِ آدمی است و قفس استعاره از کالبد مادی یا محدودیت‌های دنیوی است که روح در آن محبوس است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قفس

اشاره به بدن و محدودیت‌های مادی که روح را در بند نگه می‌دارد.

نماد عسس

نمادی از عوامل تهدیدکننده دنیوی یا قدرت‌های حکومتی که ابزار ایجاد ترس هستند.

استعاره مرغ دل

تعبیری لطیف از روح و قلبِ آزاده که ماهیتی آسمانی و پروازی دارد.