دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۷۳

مولوی
یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز تابد به تو اینچنین مه جان افروز
در تاریکیست آب حیوان تو مخسب شاید که شبی در آب اندازی پوز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ضرورت بیداری معنوی و پرهیز از غفلت تأکید دارد و شب‌زنده‌داری را مجالی برای یافتن انوار الهی می‌داند. در نگرش عارفانه، شب، فرصتی برای دوری از تعلقات دنیوی و کسب فیض از منبع لایزال حقیقت است.

شاعر به مخاطب نهیب می‌زند که به جای فرو رفتن در خوابِ غفلت، در تاریکیِ خلوتگاهِ خویش به جست‌وجوی آب حیات (عرفان و معرفت) بپردازد. بر این اساس، دست یافتن به حقیقت، نیازمندِ پایداری و چشم‌داشتن به عنایات الهی در لحظاتی است که دیگران در بی‌خبری به سر می‌برند.

معنای روان

یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز تابد به تو اینچنین مه جان افروز

اگر تنها یک شب مانند ستاره تا صبح بیدار بمانی و چشم بر هم نگذاری، آن ماهِ جان‌بخش که روشنگر جان و دل است، بر تو خواهد تابید.

نکته ادبی: تشبیه «تو» به «ستاره» در ویژگی بیداری و درخشندگی است و «مه جان‌افروز» استعاره از معشوق حقیقی یا پرتوهای نور الهی است.

در تاریکیست آب حیوان تو مخسب شاید که شبی در آب اندازی پوز

سرچشمه آب حیات در دل تاریکی نهفته است، پس تو از بیداری غافل مشو؛ شاید که در همین شب، تو نیز فرصتی یابی تا دهان خود را در آن آب حیات فرو ببری و از آن بنوشی.

نکته ادبی: «آب حیوان» اشاره به اسطوره جست‌وجوی اسکندر در ظلمات دارد و در عرفان، نمادِ دریافتِ حیاتِ جاویدان و معرفتِ حق است. «پوز» در اینجا کنایه از دهان و صورت است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو ستاره

مانند کردنِ سالک به ستاره از جهت بیداری و درخشش در تاریکی.

استعاره مه جان افروز

استعاره از معشوق یا نور خداوند که جان را حیات و روشنی می‌بخشد.

تلمیح آب حیوان

اشاره به داستان اسکندر و ظلمات که برای یافتن آب حیات به سفری در تاریکی پرداخت.

نمادپردازی تاریکی

نمادِ خلوت، سختی‌ها و مقامِ فنا که بسترِ دریافتِ فیضِ الهی است.