دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۶۵

مولوی
معشوقهٔ ما کران نگیرد هرگز وین شمع و چراغ ما نمیرد هرگز
هم صورت و هم آینه والله که ویست این آینه زنگی نپذیرد هرگز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تبلوری از نگاه عرفانی به ذات احدیت و پیوند ناگسستنی جان آدمی با حقیقت مطلق است. شاعر با زبانی فاخر بیان می‌دارد که محبوب ازلی، نه محدود به مکان و زمان است و نه در قید و بندهای مادی قرار می‌گیرد، بلکه همچون فروغی جاودان در جان آدمی همواره روشن است.

در نگاهِ شاعر، میان خالق و مخلوق جداییِ بنیادین وجود ندارد؛ چرا که خداوند هم‌زمان حقیقتِ ظاهر و آیینهٔ بازتاب‌دهنده است. این نگرشِ توحیدی، انسانی را به تصویر می‌کشد که در ساحتِ فطرتِ خویش، از آلودگی‌های دنیوی مبراست و همچون آیینه‌ای شفاف، جلوه‌گاهِ حق باقی می‌ماند.

معنای روان

معشوقهٔ ما کران نگیرد هرگز وین شمع و چراغ ما نمیرد هرگز

محبوب و معشوق حقیقی ما هرگز به کرانه و محدوده نمی‌رسد؛ یعنی او بی‌انتها و نامحدود است و این فروغ و روشناییِ هدایتی که در جان ماست، هرگز خاموش نخواهد شد.

نکته ادبی: واژه کران به معنای ساحل و کناره است که در اینجا استعاره از محدودیت و پایان‌پذیری است. شمع و چراغ کنایه از بصیرت و نور ایمان است.

هم صورت و هم آینه والله که ویست این آینه زنگی نپذیرد هرگز

خداوند به درستی که هم صورتِ مشاهده‌شونده و هم خودِ آینه است؛ و این آینه (جانِ پاکِ عارف) هرگز دچار تیرگی و زنگار نمی‌شود.

نکته ادبی: زنگی به معنای تیرگی و زنگارِ روی آینه است که در عرفان کنایه از آلودگی‌های نفسانی و غفلت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شمع و چراغ

استعاره از نورِ معرفت و حقیقتِ الهی که در قلب انسان روشن است.

تمثیل آینه و زنگی

مقابله‌ی میان زلالیِ آینه (نماد پاکی دل) و زنگار (نماد ناپاکی) برای تأکید بر فطرتِ پاکِ انسانی.

تجرید هم صورت و هم آینه

اشاره به وحدتِ وجود و یگانگیِ مشاهده‌گر و مشاهده‌شونده در مکتب عرفانی.