دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۶۳

مولوی
مائیم و هوای یار مه رو شب و روز چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر بی‌تابی و اشتیاق شدید عاشق در طلبِ دیدارِ یار زیباروی است. شاعر با بهره‌گیری از تصویر ماهی تشنه، وضعیتی اضطراری و حیاتی را ترسیم می‌کند که در آن عاشق بدون وجودِ معشوق، امکان زیستن ندارد و تمام لحظات شب و روزش درگیر این فراق است.

در بخش دوم، شاعر به حقیقتِ وصال اشاره دارد. او معتقد است که با رسیدن به مقامِ وصال، مفهوم زمان (روز و شب) رنگ می‌بازد و در آن فضای عرفانی، دغدغه‌های زمان‌مند برای عاشق معنای خود را از دست می‌دهند و تنها حضورِ یار است که اصالت دارد.

معنای روان

مائیم و هوای یار مه رو شب و روز چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز

تمام شب و روز ما، در اندیشه و اشتیاقِ دیدارِ آن یارِ زیباروی می‌گذرد و مانند ماهی تشنه‌ای هستیم که در این جویبارِ فراق، بی‌تاب و بی‌قرار در تکاپو است.

نکته ادبی: ترکیب مه‌رو به معنای زیباروی است و تشبیه عاشق به ماهی تشنه، نمادی از نیاز حیاتی به معشوق برای بقا است.

زین روز شبان کجا برد بو شب و روز خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز

از این همه روز و شب‌های طولانی، چه بهره‌ای می‌توان برد؟ در حقیقت، وقتی عاشق به وصالِ معشوق می‌رسد، دیگر روز و شبی باقی نمی‌ماند و مفهوم زمان در برابرِ ابدیتِ حضورِ معشوق، ناپدید می‌شود.

نکته ادبی: عبارت بو بردن در اینجا به معنای راه یافتن یا کسبِ بهره است و پرسشِ «کو» در اینجا استفهامِ انکاری است که بر عدمِ وجودِ زمان در عالمِ وصال تاکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون ماهی تشنه

تشبیه عاشقِ بی‌قرار به ماهی تشنه‌ای که در فراق آب (نماد معشوق) دست و پا می‌زند.

تکرار شب و روز

تکرار این واژه برای القای حس استمرار و بی‌وقفه بودنِ اندوه فراق به کار رفته است.

استفهام انکاری کو شب و روز

پرسشی که پاسخ آن منفی است و نشان می‌دهد که در لحظه وصال، مفاهیمِ دنیویِ زمان از بین می‌روند.