دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۶۲

مولوی
مائیم و دمی کوته و سودای دراز در سایهٔ دل فکنده دو پای دراز
نظاره کنان بسوی صحرای دراز صد روز قیامت است چه جای دراز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تقابل میان کوتاهیِ عمر آدمی و وسعتِ آرزوهای او اشاره دارد. این کلام، نمایانگرِ اضطرابی وجودی است که در آن، انسان با وجودِ فرصتی بسیار اندک برای زیستن، گرفتارِ خیالاتِ دور و دراز گشته و از واقعیتِ گذرا بودنِ عمر غافل مانده است.

همچنین فضا و لحن شعر، هشداری است به انسان تا با درکِ سختی و هولناکیِ پیش‌رو که به روزِ قیامت تشبیه شده است، از تن‌آسایی و اهمال‌کاری پرهیز کند و بداند که در گذرگاهِ عمر، مجالی برای آسودگی‌های بیهوده وجود ندارد.

معنای روان

مائیم و دمی کوته و سودای دراز در سایهٔ دل فکنده دو پای دراز

ما تنها فرصتی به کوتاهیِ یک دم برای زندگی داریم، اما در مقابل، آرزوها و خواسته‌هایی داریم که پایان‌ناپذیرند.

نکته ادبی: عبارت 'دمی کوته' و 'سودای دراز' تضادی آشکار برای نشان دادن بی‌تناسبیِ عمر و هدف است.

نظاره کنان بسوی صحرای دراز صد روز قیامت است چه جای دراز

با وجود این فرصت اندک، همچنان با خیالی آسوده و بدون توجه به شتابِ مرگ، در پناهِ آرزوهای قلبی خود آرام گرفته‌ایم و دست از تلاش کشیده‌ایم.

نکته ادبی: ترکیب 'دو پای دراز افکندن' کنایه از آسودگی، تن‌آسایی و درنگِ بی‌جا در مسیرِ عمر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد دمی کوته و سودای دراز

تقابل میان کوتاهیِ عمر (دم) و بلندیِ آرزوها (سودا) برای تأکید بر غفلتِ انسان.

کنایه دو پای دراز افکندن

کنایه از آسودن، بی‌خیالی پیشه کردن و تن‌آسایی در برابر واقعیاتِ هستی.

اغراق صد روز قیامت

بزرگ‌نماییِ هولناکی و دشواریِ فضای پیش‌رو برای هشدار به مخاطب درباره‌ی جدی بودنِ مسیر.