دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۵۵

مولوی
شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز روز است شبم ز روی آن روز افروز
ای شب شب از آنی که از او بیخبری وی روز برو ز روز او روز آموز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حال و هوای عاشقی است که در التهاب حضور یا خیال محبوب، نظم طبیعی عالم برایش دگرگون شده است. شاعر در این قطعه، مفهوم زمان و تقابل شب و روز را به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که در پرتو زیبایی محبوب، تاریکیِ شب معنای خود را از دست می‌دهد و به روشنایی روز بدل می‌گردد.

مضمون اصلی، برتریِ چهره‌ محبوب بر جلوه‌های طبیعی است؛ به گونه‌ای که شبِ بی‌خبر از او، شب باقی می‌ماند و روزِ بیگانه‌ از او، نیازمندِ آموختنِ معنای واقعی روشنایی از چهره‌ اوست. در واقع، شاعر مرز میان واقعیتِ عینی و تجربه‌ درونیِ عشق را در هم می‌شکند.

معنای روان

شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز روز است شبم ز روی آن روز افروز

شب فرا رسیده است، اما من به دلیل غرق شدن در خیال یار، هیچ درکی از تفاوت میان شب و روز ندارم؛ چرا که تاریکیِ شبِ من، به واسطه پرتو چهره‌ی آن کسی که روز را هم روشن‌تر می‌کند، به روشنیِ روز تبدیل شده است.

نکته ادبی: ترکیب روز افروز، صفتی است برای محبوب که به زیبایی چهره او اشاره دارد و موجب روشناییِ بخشیدن به روز می‌شود؛ این بیت حاوی تضاد میان شب و روز است که در معشوق جمع شده‌اند.

ای شب شب از آنی که از او بیخبری وی روز برو ز روز او روز آموز

ای شب! اگر تو را شب می‌نامند، تنها به این دلیل است که از دیدار روی محبوب بی‌خبر و غافلی. و ای روز! تو نیز برو و حقیقتِ درخشش و معنای واقعیِ روز بودن را از چهره‌ پرنور او بیاموز.

نکته ادبی: شاعر در این بیت، شب و روز را مورد خطاب قرار داده (آرایه تشخیص) و به آن‌ها نسبتِ نادانی می‌دهد؛ این نوعی فخرفروشیِ عاشقانه است که زیبایی محبوب را فراتر از پدیده‌های طبیعی می‌داند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) شب و روز

تقابل میان واژگان شب و روز برای برجسته‌سازی بی‌توجهی عاشق به گذر زمان و غلبه‌ حضور محبوب بر این نظم طبیعی.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای شب... وی روز

خطاب قرار دادن شب و روز و نسبت دادن آگاهی و نادانی به آن‌ها که باعث زنده و پویا شدن فضای کلام شده است.

پارادوکس (متناقض‌نما) روز است شبم

این ادعا که شب در واقع روز است، یک تصویر متناقض‌نماست که عمق شدت عشق و تأثیر جمال یار را نشان می‌دهد.

کنایه روز افروز

صفت مرکبی که اشاره به چهره‌ درخشان محبوب دارد؛ کسی که حتی روز را نیز روشن‌تر می‌کند.