دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۵۰

مولوی
درد تو علاج کس پذیرد هرگز یا از تو مراد میگریزد هرگز
گفتی که نهال صبر در دل کشتی گیرم که بکاشتم بگیرد هرگز؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف استیصال و درماندگی عاشق در برابر دلبری می‌پردازد که دردهای ناشی از عشقش، فراتر از هرگونه درمان است. فضای حاکم بر این سخن، آمیخته به نوعی یأسِ پرسشگرانه است که در آن، عاشق از بی‌فایده بودنِ هرگونه چاره‌جویی برای آرامشِ دل و یا گریز از دامِ آرزوی وصال سخن می‌گوید.

شاعر در این اشعار، صبر و شکیبایی را در برابر تندبادِ عشق، همچون نهالی می‌بیند که در زمینِ سوخته‌ی دلِ عاشق، مجالی برای رشد و شکوفایی ندارد. در واقع، او با استفاده از پرسش‌های بلاغی، گریزناپذیریِ دردِ عشق و ناکامیِ تمامِ راهکارهای معمول برای تسلی یافتن را به تصویر می‌کشد.

معنای روان

درد تو علاج کس پذیرد هرگز یا از تو مراد میگریزد هرگز

آیا اصلاً کسی پیدا می‌شود که بتواند دردِ عشقِ تو را درمان کند؟ و آیا ممکن است که اشتیاق و آرزوی وصال تو، لحظه‌ای از دلِ عاشق رخت بربندد و فراموش شود؟

نکته ادبی: استفاده از استفهام انکاری در پایان بیت، تأکیدی است بر اینکه هم درمانِ دردِ عشق و هم فراموشیِ آن، امری ناممکن است.

گفتی که نهال صبر در دل کشتی گیرم که بکاشتم بگیرد هرگز؟

تو به من گفتی که نهال صبر و شکیبایی را در دلم بکارم. فرض کنیم که من دستور تو را اجرا کردم و آن را کاشتم؛ آیا تصور می‌کنی که چنین نهالی در این دلِ پرشور و بی‌قرار، هرگز سبز شود و به بار بنشیند؟

نکته ادبی: نهال صبر، استعاره‌ای است که شکیبایی را به گیاهی تشبیه کرده که در شرایط نامساعد دلِ عاشق، امکان رشد ندارد.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری علاج کس پذیرد هرگز؟ / بگیرد هرگز؟

پرسش‌هایی که پاسخشان از پیش معلوم است (پاسخ منفی) و برای تأکید بر محال بودنِ موضوع مطرح شده‌اند.

استعاره نهال صبر

تشبیه صبر و تحمل به نهال برای نشان دادنِ ضعف و آسیب‌پذیری آن در برابر تندبادِ عشق.

تکرار هرگز

استفاده از واژه «هرگز» در پایان مصراع‌ها برای القای حس یأس و نفیِ قطعیِ امکانِ تسلی.