دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۴۹

مولوی
زنها مشو غره به بیباکی باز زیرا که پری دارد از دولت باز
مرغی تو ولیک مرغ مسکین و مجاز با باز شهنشاه تو شطرنج مباز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات هشداری است اخلاقی و عرفانی در بابِ لزومِ فروتنی در برابر قدرت‌های برتر و حقیقت مطلق. شاعر با تصویرسازیِ تقابلِ یک پرنده ناتوان با بازِ شکاریِ پادشاه، به انسان گوشزد می‌کند که غرور و خودبزرگ‌بینی در برابرِ سرنوشت یا قدرت‌های الهی، راهی به خطا است.

پیام اصلی این است که هرگز نباید فریبِ ظاهرِ قدرت را خورد و یا قدرتِ عاریتیِ خود را با قدرتِ اصیل و خدادادیِ بزرگانِ هستی یکسان پنداشت. این متن انسان را به شناختِ جایگاهِ واقعی خویش و پرهیز از رقابت‌های جاهلانه و فرجام‌ناپذیر دعوت می‌کند.

معنای روان

زنها مشو غره به بیباکی باز زیرا که پری دارد از دولت باز

زنهار که فریفته‌ی جسارت و بی‌باکیِ باز شکاری نشوی؛ چراکه قدرت و موفقیتی که آن باز دارد، عطیه‌ای است که از جانب پادشاه به او رسیده و قائم به ذات نیست.

نکته ادبی: زنهار به معنای آگاه باش و پرهیز کن است. دولت باز در اینجا به معنای بخت و اقبالی است که پادشاه به باز بخشیده است.

مرغی تو ولیک مرغ مسکین و مجاز با باز شهنشاه تو شطرنج مباز

تو نیز همچون پرنده‌ای هستی، اما پرنده‌ای ناتوان و در بندِ وهم و خیال؛ پس هرگز سعی نکن با بازِ قدرتمندِ پادشاه پنجه در پنجه افکنی و با او به رقابت و بازیِ خطرناک بپردازی.

نکته ادبی: مجاز در اینجا به معنای غیرحقیقی و ناپایدار است. عبارت شطرنج مباز کنایه از وارد شدن به یک رقابت نابرابر و پرمخاطره است.

آرایه‌های ادبی

استعاره باز

استعاره از قدرت برتر، حقیقت مطلق یا پیرِ راه که برخوردار از عنایت الهی است.

کنایه شطرنج مباز

کنایه از وارد نشدن به ستیز و رقابت نابرابر و خطرناک با صاحبان قدرت و معرفت.

تضاد و تقابل مرغ مسکین و باز

تقابل میان انسانِ ناتوان و نیازمند با قدرتِ مطلق و برتر که برای نشان دادنِ جایگاهِ هر یک به کار رفته است.