دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۴۸

مولوی
جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز تا پیشتر از مرگ نمیری دو سه روز
دنیا زن پیریست چه باشد گر تو با پیر زنی انس نگیری دو سه روز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و عبرت‌آمیز، بر گذرِ شتابانِ عمر و ناپایداریِ جهان تأکید دارند. شاعر با استفاده از کلامی صریح و تکان‌دهنده، مخاطب را به غنیمت شمردنِ فرصتِ محدودِ زیستن فرا می‌خواند تا پیش از خاموشیِ چراغِ حیات، از خوابِ غفلت بیدار شود.

در نگاه شاعر، دنیا مانند زنی سالخورده است که نه جمالی پایدار دارد و نه وفایی؛ بنابراین دلبستن به آن کاری بیهوده است. پیامِ بنیادینِ متن، دعوت به وارستگی و زندگیِ آگاهانه در عینِ آگاهی از فناپذیریِ هستی است.

معنای روان

جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز تا پیشتر از مرگ نمیری دو سه روز

تلاش کن اگر نصیحت‌پذیر هستی که در این فرصتِ بسیار کوتاه عمر، چنان هوشیارانه و شادمانه زندگی کنی که پیش از فرا رسیدنِ مرگ جسمانی، از نظر روحی و باطنی نمرده باشی و دچار افسردگی و غفلت نباشی.

نکته ادبی: عبارت 'دو سه روز' کنایه از کوتاه بودن عمر انسان است و 'مردن پیش از مرگ' اشاره به از دست رفتنِ شورِ زندگی و زوالِ روحیِ انسان در دوران حیات دارد.

دنیا زن پیریست چه باشد گر تو با پیر زنی انس نگیری دو سه روز

این دنیا مانند زنی سالخورده و بی‌آرایش است که زیبایی و وفایی ندارد؛ پس چه اشکالی دارد که در این چند روز کوتاه عمر، دل به این دنیای بی‌وفا و فانی نبندی و به آن دلبستگی پیدا نکنی؟

نکته ادبی: استعاره از 'دنیا به زن پیر' بازتاب‌دهنده نگاهِ شاعر به بی‌اعتباری و ناپایداری جلوه‌های دنیوی است که دیگر طراوت و فریبندگیِ جوانی را ندارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه دو سه روز

نمادی برای عمر کوتاه انسان که به سرعت در حال گذر است.

استعاره دنیا زن پیریست

تشبیه دنیا به زنی فرتوت که بیانگر زوال و بی‌وفاییِ لذت‌های دنیوی است.

تضاد مفهومی نمیری / مرگ

تقابل میان مرگ جسمانی و مرگ روحی که شاعر خواننده را به پرهیز از دومی دعوت می‌کند.