دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۴۵

مولوی
بازآمدم اینک که زنم آتش نیز در توبه و در گناه و زهد و پرهیز
آورده ام آتشی که می فرماید کای هرچه بجز خداست از جا برخیز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی حال و هوای یک عارف است که در پی رسیدن به حقیقتِ مطلق، تمامیِ قید و بندهای ظاهری و دوگانگی‌های معمول را کنار می‌گذارد. شاعر با استفاده از تصویرِ آتش، به دنبال بیانِ گذار از مرحله‌ی انجامِ اعمالِ ظاهری (مانند توبه و زهد) و رسیدن به مرحله‌ی فنای در ذات حق است؛ جایی که هیچ‌چیز، جز خداوند، اعتبار و وجود ندارد.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از شورِ رهایی و بی‌پرواييِ عارفانه است که می‌خواهد با سوزاندنِ تمامِ تعلقات و اوصافِ غیرخدایی، به وحدتِ محض دست یابد.

معنای روان

بازآمدم اینک که زنم آتش نیز در توبه و در گناه و زهد و پرهیز

اکنون بازگشته‌ام تا آتشی برپا کنم که تمامیِ دغدغه‌های ظاهری اعم از توبه، گناه، زهد و پرهیز را در خود بسوزاند و خاکستر کند.

نکته ادبی: شاعر با کنار هم قرار دادنِ تضادها (توبه و گناه، زهد و پرهیز) نشان می‌دهد که همه‌ی این‌ها در برابرِ حقیقتِ مطلق، اعتباری ندارند و باید از میان بروند.

آورده ام آتشی که می فرماید کای هرچه بجز خداست از جا برخیز

من آن آتشی را با خود آورده‌ام که فرمان می‌دهد هر موجود و پدیده‌ای که غیر از ذات خداوند است، باید از میدانِ وجود کنار برود و محو شود.

نکته ادبی: آتش در اینجا نمادِ تجلیِ حقیقت یا عشق الهی است. عبارت 'از جا برخیز' کنایه از نفیِ هستیِ مجازی در برابرِ هستیِ حقیقی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش

استعاره از عشقِ سوزان یا تجلیِ حقیقتِ مطلق که هستیِ غیرِ خدا را نابود می‌کند.

تضاد و مراعات نظیر توبه و گناه، زهد و پرهیز

جمع کردن مفاهیم متضاد و مرتبط برای نشان دادنِ بی‌اعتباریِ مطلقِ این امور در مقابلِ حقیقت.

تشخیص می فرماید

نسبت دادنِ فعلِ 'فرمان دادن' به آتش که به آن شخصیت و اقتدار می‌بخشد.