دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۴۳

مولوی
امروز مرو از برم ای یار بساز ای گلبن صد برگ بدین خار بساز
ای عشوه فروش با خریدار بساز ای ماه تمام با شب تار بساز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی التماس‌آمیز و در عین حال ستایشگرانه، از معشوق می‌خواهد که علیرغم تفاوت‌های ذاتی و جایگاه‌های متفاوتشان، با او مدارا کند و از کنارش نرود. فضای حاکم بر این سخن، فضایِ پیوند میانِ ناز و نیاز است؛ جایی که عاشق، خود را به خار و شبِ تار مانند می‌کند و معشوق را به گل و ماهِ درخشان، و در نهایتِ فروتنی، خواستارِ تداومِ حضور و هم‌نشینیِ اوست.

این ابیات نمادی از تلاشِ عاشق برای حفظِ رشته‌ی الفت در شرایطِ نابرابر است و بر این نکته تأکید دارد که عشق می‌تواند میانِ اضداد، همچون ماه و شب، پیوند برقرار سازد.

معنای روان

امروز مرو از برم ای یار بساز ای گلبن صد برگ بدین خار بساز

امروز از کنار من نرو ای یار، و با این وضعیت مدارا کن.

نکته ادبی: بر به معنای کنار و آغوش است و بساز فعل امری به معنای مدارا کردن است.

ای عشوه فروش با خریدار بساز ای ماه تمام با شب تار بساز

ای گلِ زیبایِ صدبرگ، با این خارِ ناچیز (که استعاره از عاشق است) هم‌نشین باش و بساز.

نکته ادبی: گلبن به معنای بوته گل است و تقابل گل و خار در ادبیات کلاسیک نماد تضاد میان عاشق و معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد گل و خار / ماه و شب

تقابل میان دو رکن اصلی برای نشان دادنِ فاصله و تفاوتِ مرتبتی بین عاشق و معشوق.

استعاره گلبن صد برگ، خار، ماه تمام، شب تار

استفاده از مظاهر طبیعت برای توصیف ویژگی‌های ظاهری و درونی معشوق و عاشق.

ردیف بساز

تکرارِ یک فعلِ امری در پایانِ هر مصراع که بر نیاز و التماسِ شاعر تأکید دارد.