دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۴۰

مولوی
ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز جانها همه اقوال تو از روی نیاز
ای لعل لبت توانگری عمر دراز یک هدیه از آن لعل به قوال انداز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی و هنرمندانه سروده شده‌اند که در آن، وجود انسان به مثابه سازی موسیقی در دستِ آفریننده تصویر می‌شود. شاعر پیکره آدمی را چون چنگی می‌بیند که ارتعاشات و نغمه‌های حیات‌بخش آن، جلوه‌ای از کلام و اراده الهی است.

در ادامه، شاعر با توسل به استعاره‌های درخشان، لب‌های معشوق را سرچشمه حیات جاویدان و توانگری می‌داند و با لحنی درخواست‌گرانه، تمنای بهره‌مندی از این فیضِ بیکران را برایِ آوازه‌خوانِ حقیقت (قوال) دارد.

معنای روان

ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز جانها همه اقوال تو از روی نیاز

ای کسی که پیکر انسان را همچون چنگی برای نواختنِ موسیقی هستی ساخته‌ای؛ تمامی جان‌ها و ارواح، از سرِ نیاز و وابستگی، تنها بازگوکننده سخنان و جلوه‌گر اراده‌ی تو هستند.

نکته ادبی: چنگ استعاره از وجود انسان است که برای نغمه‌پردازی به دست حقیقت ساخته شده و اقوال در اینجا به معنای سخنان و نغمه‌های برآمده از جان است.

ای لعل لبت توانگری عمر دراز یک هدیه از آن لعل به قوال انداز

ای کسی که لب‌های سرخ و گران‌بهای تو، مایه ثروتِ ابدی و عمر طولانی است؛ ذره‌ای از این لطف و عنایت را به سویِ کسی که در حالِ ستایش و خواندنِ نغمه‌های توست، ارزانی دار.

نکته ادبی: لعل نمادی از لب سرخ و گران‌بهاست و قوال به معنای گوینده و آوازه‌خوان است که در اینجا استعاره از عاشقی است که پیوسته در ذکر و یادِ محبوب است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و استعاره نقش آدمی چنگی ساز

انسان به چنگ تشبیه شده است تا نشان دهد وجود او بی‌اراده‌ی نوازنده (خالق) خود، خاموش و بی‌اثر است.

استعاره لعل لب

لب‌های معشوق به سنگ گران‌بهای لعل تشبیه شده که نمادی از زیبایی، ارزش و سرچشمه‌ی حیات است.