دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۳۸

مولوی
ای عشق تو داده باز جان را پرواز لطف تو کشیده چنگ جان را در ساز
یک ذره عنایت تو ای بنده نواز بهتر ز هزار ساله تسبیح و نماز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار فضایی کاملاً عرفانی دارند و بر تعالیِ روح در پرتو عشقِ الهی تأکید می‌ورزند. شاعر معتقد است که عشق، روحی تازه در کالبد آدمی می‌دمد و او را از قفسِ محدودیت‌های مادی می‌رهاند و به سوی حقیقت پرواز می‌دهد.

درونمایه اصلی، اولویتِ «عشق و عنایتِ حضرت دوست» بر «عباداتِ ظاهری و طولانی» است. این نگرش بیانگر آن است که برای رسیدن به قربِ الهی، بهره‌مندی از نگاهِ لطف‌آمیزِ او، ارزشی به مراتب والاتر از سال‌ها عبادتِ بی‌روح و صرفاً فرمایشی دارد.

معنای روان

ای عشق تو داده باز جان را پرواز لطف تو کشیده چنگ جان را در ساز

عشقِ تو به روحِ آدمی آزادی و قدرتِ اوج‌گیری بخشیده است؛ و لطف و مهربانیِ تو همچون نوازنده‌ای که سازی را کوک می‌کند، روحِ پریشانِ مرا به هماهنگی، نظم و آرامش رسانده است.

نکته ادبی: «باز دادن» در اینجا به معنای رها کردن و گشودنِ بال‌های جان است. «چنگ جان» استعاره‌ای است که روح را به سازی تشبیه می‌کند که نیاز به نوازنده‌ای چیره (خداوند) دارد تا از آن نوای خوشِ هستی برخیزد.

یک ذره عنایت تو ای بنده نواز بهتر ز هزار ساله تسبیح و نماز

ای کسی که بندگان را می‌نوازی، کمترین توجه و عنایتِ تو، از هزاران سال عبادت و نمازِ ظاهری برای من ارزشمندتر و راهگشاتر است.

نکته ادبی: «بنده نواز» صفتی است که به خداوند نسبت داده شده و کنایه از مهر و توجهِ بی‌دریغ اوست. تضاد میان «یک ذره» در برابر «هزار ساله» تأکید بر برتری کیفیتِ عشق بر کمیتِ عبادت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره پرواز جان

جانِ آدمی به پرنده‌ای تشبیه شده که با عشقِ الهی از قفسِ تن آزاد شده و به اوج رسیده است.

تشبیه کشیده چنگ جان را در ساز

تشبیه روح به چنگ و خداوند به نوازنده‌ای که آن را به کوک و هماهنگی می‌رساند.

اغراق هزار ساله تسبیح و نماز

بزرگ‌نماییِ مدتِ عبادت برای اثباتِ اینکه هیچ عملی بدون عنایتِ الهی به اندازه یک نگاهِ او ارزشمند نیست.