دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۱۵

مولوی
ای بسته حجاب، پردها را بردار تا کس نرود دگر به صید مردار
رحم آر که مسیریان را از جوع آب گرمی شدست یلغون بازار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با زبانی دردمند و صریح، به وضعیت اسفبار جامعه‌ای اشاره می‌کند که در چنگال قحطی و تنگدستی گرفتار شده است. او با مخاطب قرار دادن کسی که بر حقایق پرده کشیده، خواهان کنار رفتن حجاب‌های مصلحت‌سنجی است تا عمق فاجعه و گرسنگی مردم آشکار شود.

فضای اثر آکنده از حس ترحم و بیزاری از خفتی است که فقر بر انسان تحمیل می‌کند. شاعر در پی آن است که با نشان دادن حقیقتِ تلخِ گرسنگیِ مردم، وجدان‌های خفته را بیدار کند و این وضعیتِ تحقیرآمیز را ناشی از نادیده گرفتن حقایق یا بی‌کفایتی مسئولان بداند.

معنای روان

ای بسته حجاب، پردها را بردار تا کس نرود دگر به صید مردار

ای کسی که حجاب و پوشش بر حقیقت کشیده‌ای، این پرده‌ها را کنار بزن تا دیگر کسی از شدت استیصال مجبور نباشد برای سیر کردن شکم خود به کارهای پست و دور از شأن (صید مردار) تن دهد.

نکته ادبی: مردار در اینجا کنایه از لقمه حرام یا هر چیز پست و دور از شأن است که انسان در شرایط بحرانی برای بقا به آن متوسل می‌شود.

رحم آر که مسیریان را از جوع آب گرمی شدست یلغون بازار

به مردم رحم کنید که اهالی مصر به خاطر قحطی و گرسنگی چنان دچار درماندگی شده‌اند که حتی آب گرم (چیزی بسیار ناچیز و کم‌ارزش) کالای اصلی بازارشان برای معامله شده است.

نکته ادبی: یلغون واژه‌ای کهن به معنای چیزی بی‌مقدار و ناچیز است و کنایه از فقر مطلق می‌باشد؛ مسیریان نیز جمع مصری است که به مردم سرزمین مصر اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه صید مردار

اشاره به روی آوردن به کارهای پست و ناپسند برای رفع نیازهای اولیه در زمان قحطی.

مبالغه آب گرمی شدست یلغون بازار

اغراق در شدت فقر که در آن حتی آب گرم (به عنوان چیزی بی‌ارزش) حکم کالا و سرمایه را در بازار پیدا کرده است.