دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۰۹

مولوی
گر گل کارم بیتو نروید جز خار ور بیضهٔ طاوس نهم گردد مار
ور بر گیرم رباب بر درد تار ور هشت بهشت برزنم گردد چار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوهی عمیق و حسی از تقدیرِ شوم است که گویی در پیِ فقدانِ معشوق یا نبودِ لطفِ الهی، بر سراسرِ هستیِ شاعر سایه افکنده است. هر اقدامی که او برای خلقِ زیبایی یا رسیدن به کمال انجام می‌دهد، با واکنشی معکوس و ناخوشایند مواجه می‌شود و جهانِ بیرونی با نیاتِ درونیِ او سرِ ستیز دارد.

این فضا نشان‌دهنده‌ی یأسِ فلسفی و اضطرابِ وجودی است که در آن، نظمِ طبیعت به هم می‌ریزد و آنچه قرار است مایه ی سرور و آسایش باشد، به ابزاری برای رنج و حسرت بدل می‌گردد.

معنای روان

گر گل کارم بیتو نروید جز خار ور بیضهٔ طاوس نهم گردد مار

اگر بدونِ حضورِ تو به کاشتنِ گل اقدام کنم، جز خار چیزی از زمین نمی‌روید.

نکته ادبی: گل نماد زیبایی و خار نماد رنج است؛ بی‌تو نشانگر فقدان یار است.

ور بر گیرم رباب بر درد تار ور هشت بهشت برزنم گردد چار

و اگر تخمِ طاووس که نمادِ زیبایی و ظرافت است بکارم، به جای پرنده، مار که موجودی زهرآگین و خطرناک است، از آن بیرون می‌آید.

نکته ادبی: بیضه طاووس استعاره از آرزوهای زیبا و ارزشمند است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گل و مار

گل نماد زیبایی و نیکی، و مار نماد زشتی و شر و خطر است.

مراعات نظیر گل و خار / رباب و تار

واژگانی که با هم در یک حوزه معنایی قرار دارند و باعث موسیقی کلام می‌شوند.

تضاد گل و خار / هشت بهشت و چهار

تقابل واژگان برای نشان دادن شکست و ناامیدی در نتیجه‌گیری.

اغراق تمامی ابیات

بزرگ‌نمایی در ناتوانی و بدبیاری که کل اثر را فرا گرفته است.