دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۰۸

مولوی
گر در سر و چشم عقل داری و صبر بفروش زبان را و سر از تیغ بخر
ماهی طمع از زبان گویا ببرید ز این رو نبرند از تن ماهی سر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این ابیات، دعوت به خاموشی و پرهیز از پرگویی است. شاعر معتقد است که زبان، اگر افسارگسیخته باشد، می‌تواند مایه‌ی نابودی انسان شود؛ بنابراین، خردمند کسی است که با کنترل زبان، جان خویش را از خطرات احتمالی مصون دارد.

شاعر در این قطعه، با بهره‌گیری از یک تمثیل هوشمندانه، سکوت را نه نشانه‌ی ضعف، بلکه نشانه‌ی دوراندیشی و بقا می‌داند. در واقع، او با پیوند زدنِ مفهومِ سکوت به وضعیتِ موجودی چون ماهی، پیامی حکیمانه درباره‌ی امنیتِ حاصل از پرهیز از سخنِ نابه‌جا ارائه می‌دهد.

معنای روان

گر در سر و چشم عقل داری و صبر بفروش زبان را و سر از تیغ بخر

اگر در اندیشه و دیدگان خود از عقل و شکیبایی بهره‌ای دارید، از پرگویی و زیاده‌روی در سخن دست بکشید تا بدین وسیله، جان خود را از خطر نابودی در امان نگه دارید.

نکته ادبی: ترکیب «فروختن زبان» کنایه از سکوت کردن و «خریدن سر از تیغ» کنایه از حفظ جان و دوری از مهلکه‌هاست.

ماهی طمع از زبان گویا ببرید ز این رو نبرند از تن ماهی سر

این موجود که آن را ماهی می‌نامیم، چون طمعِ داشتنِ زبان برای سخن گفتن را از خود دور کرد، به همین دلیل است که سر از تنش جدا نمی‌شود و در امنیت باقی می‌ماند.

نکته ادبی: ایهام هنرمندانه‌ای در واژه‌ی «ماهی» به کار رفته است؛ هم به معنای جانور آبزی و هم با رویکردِ «ما هی» (یعنی: طمعِ چه چیزی) که به زیبایی با مصراع دوم پیوند یافته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه فروختن زبان و خریدن سر

اشاره به سکوت کردن و حفظ کردن جان.

ایهام ماهی

بازی با کلمات میان نام جانور و مفهوم «ما هی» (چه طمعی؟) برای تبیین چرایی امنیت این موجود.

تمثیل کل ابیات

شاعر با استفاده از وضعیت ماهی، تمثیلی برای پاداشِ سکوت و خطراتِ سخن‌چینی و پرگویی خلق کرده است.