دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۰۴

مولوی
سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر آغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر
خوش باش که تا چشم زنی خود بکشد حمال زمانه رخت از خانهٔ عمر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، با بیانی تأثیرگذار و عبرت‌آمیز، بر ناپایداری و گذر سریع عمر تأکید دارند. شاعر با استفاده از تصاویر ملموس، زندگی آدمی را همچون ویرانه‌ای در محاصره سیلابِ حوادث و زمانه به تصویر می‌کشد که هر لحظه ممکن است در هم فرو ریزد.

در نهایت، پیام اخلاقی و فلسفی شاعر به خواننده این است که در برابر این حقیقتِ گریزناپذیر، به جای غمگینی و حسرت، باید دمی را غنیمت شمرد و با خوش‌باشی و سرزندگی، از فرصت اندک عمر بهره برد؛ چرا که مرگ همچون باربری، ناگهان بساط هستی را از خانه وجود جمع خواهد کرد.

معنای روان

سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر آغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر

سیلابِ حوادث و گذشتِ زمان، گرداگردِ وجودِ ناپایدارِ آدمی را فرا گرفته است و فرشتهٔ مرگ یا دستِ تقدیر، پیمانهٔ عمر را از همان آغاز برای پایان یافتن آماده کرده است.

نکته ادبی: ویرانهٔ عمر استعاره‌ای است از دنیای مادی و وجود انسان که فناپذیر است؛ همچنین واژه پیمانه در اینجا به معنای ظرفِ وجود و سهمِ مقرر شده از زندگی است.

خوش باش که تا چشم زنی خود بکشد حمال زمانه رخت از خانهٔ عمر

شاد باش و دم را غنیمت بشمار، زیرا به اندازهٔ یک چشم بر هم زدن، گذرِ زمان همچون باربری، اسباب و اثاثیهٔ وجود ما را از خانهٔ این جهان بیرون می‌برد و به پایان می‌رساند.

نکته ادبی: حمال زمانه تشخیص (شخصیت‌بخشی) است که زمان را به خدمتکاری تشبیه کرده که مسئولِ جمع‌آوری رختِ سفرِ انسان است؛ تا چشم زنی نیز کنایه از سرعتِ بسیار زیادِ گذرِ عمر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ویرانهٔ عمر

تشبیه کردنِ زندگیِ دنیوی به ویرانه‌ای ناپایدار که در معرضِ نابودی است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) حمال زمانه

دادنِ ویژگیِ انسانی (حمالی و باربری) به زمان که مفهومی انتزاعی است.

کنایه تا چشم زنی

کنایه از سرعتِ بسیار بالا و گذرا بودنِ لحظاتِ زندگی.