دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۰۳

مولوی
ساقی گفتم ترا می ساده بیار وان زنده کن مردم آزاده بیار
گفتی که در این دور فلک بادی هست تا باد رسیدن ای صنم باده بیار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر رویکردی عمیق به مقوله گذر عمر و ناپایداری روزگار در سنت شعر فارسی است. شاعر با زبانی نمادین، ساقی را مخاطب قرار می‌دهد تا با نوشیدن می که نمادی از رهایی، هوشیاری و غنیمت شمردن دم است، از اندوه تغییرات بی امان جهان بکاهد.

فضای حاکم بر شعر، فضایی است که در آن آگاهی از گردش فلک و ناپایداری هستی، به طلبِ شادمانی در لحظه بدل می‌شود. شاعر در این جستار با نگاهی به سنت‌های ادبی، بر آزادی روح آدمی در مواجهه با جبر روزگار تأکید می‌ورزد.

معنای روان

ساقی گفتم ترا می ساده بیار وان زنده کن مردم آزاده بیار

به ساقی گفتم که برایم شراب ناب و خالص بیاور؛ شرابی که روح‌بخش است و موجب رهایی و زنده شدن جان‌های آزاده و بزرگ‌منش می‌شود.

نکته ادبی: ترکیب زنده کن به معنای حیات‌بخش و احیاگر است که صفت برای می به کار رفته است. واژه آزاده به انسان‌های وارسته و کریم‌الطبع اشاره دارد.

گفتی که در این دور فلک بادی هست تا باد رسیدن ای صنم باده بیار

تو به من گفتی که در این چرخه‌ی گردون و روزگار، بادِ حادثه و نیستی همواره در وزیدن است؛ پس تا زمانی که این بادِ سرنوشت به ما نرسیده و فرصت باقی است، ای محبوب زیبا، شراب را مهیا کن.

نکته ادبی: واژه باد در اینجا کنایه از حوادث ناگوار روزگار یا مرگ است که نماد ناپایداری زندگی است. صنم به معنای بت، استعاره‌ای فاخر برای معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می

نمادِ نشاط، آگاهی، و غنیمت‌شمردنِ لحظه در برابر گذر عمر.

کنایه باد

کنایه از طوفان حوادث، بی‌ثباتی روزگار و در نهایت مرگ که همه‌چیز را با خود می‌برد.

استعاره صنم

به معنای بت، استعاره برای محبوب و معشوق که زیبایی او خیره‌کننده است.