دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۹۹

مولوی
دوری ز برادر منافق بهتر پرهیز ز یار ناموافق بهتر
خاک قدم یار موافق حقا از خون برادر منافق بهتر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر برتریِ فضیلتِ دوستیِ راستین و همدلی را بر پیوندهای خونی و نسبی تأکید می‌ورزد. کلامِ او ناظر به این حقیقتِ اخلاقی است که پیوندِ قلبی و صداقت در همراهی، ارزشی والاتر از هرگونه خویشاوندیِ ظاهری دارد.

مفهومِ محوری این کلام، دعوت به هوشمندی در گزینشِ همنشینان و درکِ این نکته است که برادری که در باطن با انسان دشمنی یا نفاق دارد، نه‌تنها نفعی ندارد، بلکه دوری از او بر نزدیکی با او برتریِ مطلق دارد.

معنای روان

دوری ز برادر منافق بهتر پرهیز ز یار ناموافق بهتر

فاصله گرفتن از برادری که دو رو و منافق است، کاری شایسته‌تر است؛ همان‌طور که دوری کردن از دوستی که هیچ‌گونه تفاهم و هم‌زبانی با تو ندارد، امری منطقی و بهتر است.

نکته ادبی: واژه 'منافق' در متون کهن به معنای کسی است که در ظاهر دم از یگانگی می‌زند اما در باطن مخالف است. 'ناموافق' به فقدانِ تفاهم و هماهنگیِ فکری اشاره دارد.

خاک قدم یار موافق حقا از خون برادر منافق بهتر

به راستی که غبارِ کفِ پای دوستِ همدل و همراه، از پیوندِ خونی با برادری که با تو نفاق و دورویی دارد، ارزشمندتر و پرفایده‌تر است.

نکته ادبی: در اینجا 'خون' کنایه از پیوندِ نسبی و خویشاوندی است. تقابلِ 'خاک قدم' که ناچیزترین چیز است با 'خون' که گران‌بهاترین مایه‌ی حیات است، عمقِ ارزش‌گذاریِ شاعر را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل منافق در برابر موافق

شاعر با قرار دادنِ مفاهیمِ 'منافق' و 'موافق' در کنار هم، تضاد میان دورویی و همدلی را برجسته کرده است.

کنایه خون

واژه 'خون' کنایه‌ای است از پیوندهای خونی و روابطِ خویشاوندی که در اینجا در مقابلِ ارزشِ دوستی قرار گرفته است.

مبالغه خاک قدم ... بهتر از خون

بزرگ‌نماییِ ارزشِ دوستیِ راستین تا حدی که غبارِ قدمِ دوست را برتر از خونِ خویشاوند می‌داند تا عمقِ ارادت و ارزش‌گذاری را نشان دهد.