دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۹۸

مولوی
دست و دل ما هرچه تهی تر خوشتر و آزادی دل ز هرچه خوشتر خوشتر
عیش خوش مفلسانه یک چشم زدن از حشمت صد هزار قیصر خوشتر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر برتریِ وارستگی و بی‌نیازی را بر شکوه و جلال دنیوی به تصویر می‌کشد. از نگاه او، تهی‌دستیِ ظاهری در واقع فرصتی برای آزادی باطن است و هرچه انسان از وابستگی‌های مادی دورتر باشد، به آرامش و شادمانی حقیقی نزدیک‌تر است.

در دیدگاه شاعر، یک لحظه شادیِ خالص و بدون تعلق، بسیار ارزشمندتر از تمام شکوه و قدرتی است که پادشاهان و قدرتمندانِ تاریخ در اختیار دارند. این کلام، ستایشی است بر ساده‌زیستی و رهایی از بندِ مال و منال که آن را کلید گمشده خوشبختی می‌داند.

معنای روان

دست و دل ما هرچه تهی تر خوشتر و آزادی دل ز هرچه خوشتر خوشتر

دست و دل ما هرچه از تعلقات دنیوی خالی‌تر باشد، برای ما دلپذیرتر است؛ چرا که آزادیِ روح و جان از هر دارایی و بستگیِ دیگری برتر و خوش‌تر است.

نکته ادبی: تکرار واژه 'خوشتر' در این بیت برای تأکید بر تفضیلِ حالِ معنوی بر داشته‌های مادی است و 'تهی بودن' کنایه از زهد و پارسایی است.

عیش خوش مفلسانه یک چشم زدن از حشمت صد هزار قیصر خوشتر

یک لحظه شادمانی و عیشِ خالص، هرچند که در فقر و بی‌چیزی باشد، از شکوه، جلال و قدرتِ صد هزار پادشاه (قیصر) بسیار ارزشمندتر و دل‌انگیزتر است.

نکته ادبی: واژه 'قیصر' در اینجا به عنوان نمادِ کلاسیکِ ثروت و پادشاهیِ دنیوی به‌کار رفته و 'یک چشم زدن' کنایه از کوتاهی و گذرا بودنِ زمان است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) تهی بودن در برابر قیصر

مقابل هم قرار دادنِ سادگیِ عارفانه و تجملات شاهانه برای برجسته کردن برتریِ معنویت بر مادیات.

کنایه دست و دل تهی

کنایه از بی‌اعتنایی به مال دنیا و رهایی از طمع و آزمندی.

مبالغه صد هزار قیصر

بزرگ‌نماییِ قدرتِ دنیوی برای نشان دادنِ ناچیزیِ آن در برابر یک لحظه خوشبختیِ حقیقی.