دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۹۷

مولوی
در نوبت عشق چشم باشد در بار چون او بگذشت دل بروید چو بهار
این دم چو بهار است ز روی دلدار چون کار به نوبت است دم را هشدار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به ماهیتِ گذرا و نوبتیِ تجربه‌های عاشقانه و عرفانی اشاره دارد. او با بهره‌گیری از نماد «بهار»، شکوفایی جان و دلِ عاشق را در پرتوِ دیدار با معشوق ترسیم می‌کند و این نکته اخلاقی را یادآور می‌شود که از آنجایی که فرصت‌های زندگی و وصال، دایمی نیستند و همچون فصول در گردش‌اند، باید در لحظه حضورِ یار، هوشیار و بیدار بود تا از این موهبت بهره گرفت.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی هشداردهنده و در عین حال شوق‌انگیز است که بر غنیمت شمردنِ فرصت‌ها در دایره تقدیر و نوبتِ روزگار تأکید می‌ورزد.

معنای روان

در نوبت عشق چشم باشد در بار چون او بگذشت دل بروید چو بهار

در زمانه و نوبتِ عشق، باید چشم‌انتظار و مراقب بود تا یار فرا رسد؛ چرا که وقتی آن محبوب از راه می‌رسد و وجودش را نشان می‌دهد، دلِ عاشق همچون بهار سرسبز و شکوفا می‌گردد.

نکته ادبی: واژه «در بار» در اینجا به معنای درگاه، حضور یا انتظار برای رسیدن به بارگاه است و «بگذشت» به معنای حضور یافتن و عبور کردن از ساحتِ دل است.

این دم چو بهار است ز روی دلدار چون کار به نوبت است دم را هشدار

این لحظه به خاطر دیدارِ رویِ محبوب، همچون فصل بهار شاداب و دل‌انگیز است. از آنجا که تمامِ امورِ زندگی بر پایه نوبت و گذار می‌چرخد، باید نسبت به این لحظه بیدار و هوشیار باشی تا از دست نرود.

نکته ادبی: «دم» در مصراع نخست به معنای لحظه و زمان است و در مصراع دوم نیز به همان معنا به کار رفته و «هشدار» کنایه از غنیمت شمردن و هوشیاری است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه دل بروید چو بهار

تشبیه شدنِ شکوفایی و زنده شدنِ دل به رویشِ گیاهان در فصل بهار.

تشبیه این دم چو بهار است

تشبیه لحظه دیدار به فصل بهار به دلیل طراوت و شادابی که در هر دو نهفته است.

تکرار و مراعات نظیر نوبت، بهار، دم

به کارگیری واژگانی که به مفهوم زمان و گذرِ ایام اشاره دارند و شبکه معناییِ پایداری را ایجاد کرده‌اند.