دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۹۲

مولوی
خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگر خواهی سر خر به خودپرستان بنگر
اکنون سر خر نیز به بستان آمد کون خر اگر نه ای به بستان بنگر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی کنایه‌آمیز و تند، تفاوت بنیادین میان اهل معرفت و جاهلانِ خودشیفته را به تصویر می‌کشد. شاعر دعوت می‌کند که اگر در جستجوی جایگاه والای انسانی و معنوی هستید، باید به سوی دایره‌ اهل دل و خردمندان بنگرید، نه کسانی که اسیرِ اوهام و خودخواهیِ خویش‌اند.

در بخش دوم، شاعر با هشداری صریح، از نفوذِ بی‌خردان به ساحت‌های پاک و معنوی پرده برمی‌دارد و خواننده را دعوت می‌کند که اگر خود از این دسته نیست، با نگاهی تیزبین میانِ سره و ناسره در این فضا تأمل کند.

معنای روان

خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگر خواهی سر خر به خودپرستان بنگر

اگر در جستجوی محیطی والا و بهشت‌گونه از معرفت هستی، به جمعِ عاشقان و مستانِ حق نگاه کن.

نکته ادبی: بستان در اینجا استعاره از محفلِ خردمندان و اهل دل است.

اکنون سر خر نیز به بستان آمد کون خر اگر نه ای به بستان بنگر

و اگر به دنبالِ دیدنِ نشانه‌های حماقت و نادانی می‌گردی، به سراغِ کسانی برو که تنها گرفتارِ خودبینی و خودپرستی هستند.

نکته ادبی: سرِ خر کنایه از جهل و بی‌خردی است که در تقابل با مستیِ عارفانه قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره بستان

نمادی برای محفلِ معرفت و جایگاهِ عاشقان.

نماد سر خر

نشانه و استعاره‌ای برای جهل، حماقت و بی‌خردی.

تضاد مستان و خودپرستان

مقابله‌ی میانِ عاشقانِ حقیقت و اسیرانِ نفس.