دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۸۲

مولوی
این صورت باغست و در او نیست ثمر تو رنجه مشو بیهده سوگند مخور
یا کار معلق و فریبست و غرر خود از تو نجست کس از این جنس خبر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به نکوهش ظواهر فریبنده و پوچ دنیا می‌پردازد. او هشدار می‌دهد که آنچه به ظاهر زیبا و چون باغی پرطراوت جلوه می‌کند، در باطن خالی از میوه و حقیقت است.

پیام بنیادین سخن این است که انسان نباید عمر و انرژی خود را صرف دلبستگی به امور بی‌پایه و فریب‌آمیز کند؛ چرا که در پیِ این سراب رفتن، جز رنج و فرسودگی، ثمری برای آدمی نخواهد داشت.

معنای روان

این صورت باغست و در او نیست ثمر تو رنجه مشو بیهده سوگند مخور

این منظره‌ای که پیش رو داری، تنها ظاهری از یک باغ است و هیچ میوه و نتیجه‌ای در آن نیست؛ پس بیهوده خود را به زحمت نینداز و برای اثبات یا رسیدن به آن، سوگند نخور.

نکته ادبی: واژه صورت در اینجا به معنای شکل و ظاهرِ مقابلِ حقیقت است و رنجه مشو به معنای خود را به سختی و مشقت افکندن است که در اینجا به تلاش بیهوده اشاره دارد.

یا کار معلق و فریبست و غرر خود از تو نجست کس از این جنس خبر

این امری که به آن مشغول هستی، یا کاری بی‌ریشه و معلق است و یا مایه فریب و سرگردانی؛ چرا که هیچ‌کس تا به حال از تو سراغ حقیقت یا خبری از این جنس امورِ بی‌پایه را نگرفته است.

نکته ادبی: واژه غرر در زبان کلاسیک به معنای فریب، خطر و غرور است و در اینجا بر بی‌اعتباری موضوع تأکید دارد؛ همچنین ساختار فعل نجست اشاره به عدم ارزشِ جستجو در این حوزه دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره صورت باغ

تشبیه دنیا و امور مادی به تصویری از یک باغ که فقط ظاهر دارد و تهی از حقیقت است.

تضاد صورت و ثمر

مقابله میان ظاهر (صورت) و باطن (ثمر) برای نشان دادن پوچی امور مادی.