دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۷۴

مولوی
ای بوده سماع آسمانرا ره و در وی بوده سماع مرغ جانرا سر و پر
اما به حضور تست آن چیز دگر مانند نماز از پس پیغمبر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش جایگاه والای پیر و مرشد روحانی می‌پردازند و بیان می‌کنند که سماع و شوریدگی عارفانه، زمانی که در حضور این مرشد رخ دهد، از کیفیت معنوی بسیار برتر و متفاوتی برخوردار است.

شاعر با تشبیهی دقیق، این حضور را به اقتدا کردن به پیامبر تشبیه کرده است که به عمل درونی سالک، اعتباری آسمانی و کمالی هم‌سنگ با نماز جماعتِ معصوم می‌بخشد.

معنای روان

ای بوده سماع آسمانرا ره و در وی بوده سماع مرغ جانرا سر و پر

ای کسی که تو راه و درگاهی برای شنیدن نغمه‌ها و شور و حالِ آسمانی هستی.

نکته ادبی: سماع در اصطلاح عرفانی به معنای شنیدن اصوات موزون و حالِ معنوی است که منجر به وجد عارف می‌شود.

اما به حضور تست آن چیز دگر مانند نماز از پس پیغمبر

و ای کسی که برای مرغ جانِ انسان، تو نقش سر و بال و پر را داری و مایه‌ی اوج‌گیری روح هستی.

نکته ادبی: مرغ جان استعاره از روح آدمی است که در قفس تن اسیر است و برای پرواز به سوی کمال نیاز به هدایت دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغ جان

تشبیه روح انسان به پرنده‌ای که برای پرواز به سوی کمال، نیازمند بال و پرِ هدایتِ مرشد است.

تشبیه مانند نماز از پس پیغمبر

تشبیه تأثیر فیضِ حضور مرشد به فضیلتِ اقتدا به پیامبر برای بیان اوج تعالی معنوی.

مجاز ره و در

به کار بردن واژه‌هایی برای اشاره به ابزار و وسیله‌ی دسترسی به حقیقتِ سماع.