دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۷۲

مولوی
ای آمده ز آسمان درین عالم دیر و آورده خبرهای سموات به زیر
ز آواز تو آدمی کجا گردد سیر یارب تو بده دمدمه پنجهٔ شیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت در ستایشِ پیام‌آور یا جانِ آگاهی است که از ساحتِ قدسی آسمان به عالمِ خاک گام نهاده و حقایقِ هستی را برایِ ساکنانِ این دنیایِ کهن به ارمغان آورده است. شاعر در این قطعه، با لحنی سرشار از شور و اشتیاق، به ستایشِ عمق و اثرگذاریِ کلامِ این وجودِ آسمانی پرداخته است.

مفهومِ محوریِ شعر، بیانگرِ عطشِ ناپایانِ آدمی برای شنیدنِ کلامِ حقیقت و تمنایِ شاعر برای بخشیدنِ قدرتی سهمگین و تأثیرگذار به این سخن است؛ گویی شاعر از خداوند می‌خواهد که کلامِ او را به هیبت و نفوذِ غرّشِ شیر بیاراید تا در جانِ مخاطبان بنشیند و آنان را مسحور کند.

معنای روان

ای آمده ز آسمان درین عالم دیر و آورده خبرهای سموات به زیر

ای کسی که از آسمان‌ها و عالمِ بالا به این دنیایِ خاکی و کهن قدم گذاشته‌ای و پیام‌ها و حقایقِ عوالمِ ملکوت را برایِ زمینیان به ارمغان آورده‌ای.

نکته ادبی: واژه «دیر» در ادبیاتِ کلاسیک علاوه بر معنای معبد، به معنایِ کهن و دیرینه است و در اینجا استعاره از عالمِ مادی و فانی است که در برابرِ ابدیت، کهنه محسوب می‌شود.

ز آواز تو آدمی کجا گردد سیر یارب تو بده دمدمه پنجهٔ شیر

جانِ انسان از شنیدنِ صدایِ تو و کلامِ پُرمعنایت هرگز سیر نمی‌شود و خستگی نمی‌پذیرد. خداوندا، تو خود به این کلام، قدرت و هیبتی چون پنجه و غرّشِ شیر عطا کن.

نکته ادبی: «دمدمه» در اینجا علاوه بر معنایِ طنین و صدا، استعاره از قدرتِ القایِ کلام است که در کنار «پنجه شیر» بر هیبت و تسلطِ سخن تاکید دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه پنجهٔ شیر

نماد قدرت، ابهت و نفوذِ غیرقابل‌انکارِ کلام که بر قلب‌ها چیره می‌شود.

خطاب (ندا) ای آمده ز آسمان

به‌کارگیریِ ضمیرِ خطاب برایِ بزرگداشتِ مقامِ مخاطب و ایجاد صمیمیت و تقدس در کلام.

مراعات نظیر آسمان و سموات

هماهنگیِ واژگانی و تکرارِ معنایی برایِ تاکید بر خاستگاهِ الهی و متعالیِ پیام.