دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۶۹

مولوی
از عاشق بدنام بیا ننگ مدار ورنه برو این مصطبه را تنگ مدار
از دردی خم بجز مرا دنگ مدار ای خونی خونخواره ز ما چنگ مدار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده روحیه‌ی رندانه‌ی شاعر است که بر بی‌اعتنایی به قضاوت‌های عوام و جستجوی حقیقت در جایگاه‌های غیررسمی تأکید دارد. شاعر با دفاع از جایگاه عاشقِ بدنام، از مخاطب می‌خواهد که برای اهل حال، محدودیت ایجاد نکند و در برابر ناملایمات روزگار نیز خواستار رهایی و گشایش است.

معنای روان

از عاشق بدنام بیا ننگ مدار ورنه برو این مصطبه را تنگ مدار

اگر کسی به واسطه‌ی عشق راستین بدنام شده است، از این بابت احساس شرمساری نکن؛ وگرنه اگر نمی‌توانی این فضای آزاد و باده‌خانه را تحمل کنی، آن را برای اهل حال تنگ و محدود نکن و از آنجا دور شو.

نکته ادبی: مصطبه در لغت به معنای سکویی است که بر آن می‌نشینند و در عرفان و شعر رندانه، استعاره از میخانه یا جایی است که در آن از قیود ظاهری رها می‌شوند.

از دردی خم بجز مرا دنگ مدار ای خونی خونخواره ز ما چنگ مدار

از ته‌مانده‌ی خم باده، سهم و بهره‌ای جز برای من قائل نباش (من شایسته‌ترین فرد برای آن هستم)؛ ای روزگار بی‌رحم و خون‌خوار، چنگال آسیب‌رسان خود را از ما بردار و با ما درگیر مشو.

نکته ادبی: دنگ در اینجا به معنی سهم و بهره است. خونیِ خون‌خواره کنایه از تقدیر یا روزگاری است که عمر آدمی را به یغما می‌برد.

آرایه‌های ادبی

استعاره مصطبه

استعاره از جایگاه رهایی از قیود اجتماعی و مذهبی ظاهری.

کنایه خونی خونخواره

کنایه از روزگار و تقدیر ستمگر که جان آدمی را می‌ستاند.

تضاد ننگ و بدنام

تأکید بر تقابل ارزش‌های عرفی با ارزش‌های عاشقانه.