دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۶۸

مولوی
آن کس که ترا دیده بود ای دلبر او چون نگرد بسوی معشوق دگر
در دیده هر آنکه کرد سوی تو نظر تاریک نماید به خدا شمس و قمر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش بی‌حدوحصر زیبایی معشوق می‌پردازند. شاعر بر این باور است که دیدار چهره محبوب چنان جلوه‌ای دارد که سایر زیبایی‌های جهان در برابر آن رنگ می‌بازند و دیگر جایی برای توجه به دیگران باقی نمی‌ماند.

در نگاه عاشق، زیبایی معشوق به قدری درخشان و خیره‌کننده است که حتی درخشان‌ترین جلوه‌های طبیعی مانند خورشید و ماه، در قیاس با چهره او، تیره و بی‌فروغ به چشم می‌آیند.

معنای روان

آن کس که ترا دیده بود ای دلبر او چون نگرد بسوی معشوق دگر

کسی که زیبایی چهره تو را دیده باشد، ای محبوب من، دیگر چگونه می‌تواند به معشوق دیگری نگاه کند و شیفته کس دیگری شود؟

نکته ادبی: پرسش در اینجا از نوع استفهام انکاری است؛ به این معنا که پس از دیدن معشوق حقیقی، اشتیاق به غیر او امری محال است.

در دیده هر آنکه کرد سوی تو نظر تاریک نماید به خدا شمس و قمر

سوگند به خدا که اگر کسی چشمان خود را به سوی تو بدوزد و جمالت را ببیند، خورشید و ماه در نظرش تیره و کم‌نور به نظر می‌رسند.

نکته ادبی: استفاده از 'شمس و قمر' به عنوان نمادهای درخشش مطلق برای به تصویر کشیدن فزونی زیبایی معشوق در کلام شاعر به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

اغراق تاریک نماید به خدا شمس و قمر

شاعر با بیانی اغراق‌آمیز، درخشش چهره معشوق را فراتر از خورشید و ماه دانسته است تا عظمت زیبایی او را نشان دهد.

استفهام انکاری او چون نگرد بسوی معشوق دگر

پرسشی که پاسخ آن منفی است؛ یعنی عاشقِ زیبایی‌های تو، هرگز به سمت هیچ معشوق دیگری متمایل نخواهد شد.

تضاد تاریک نماید / شمس و قمر

تقابل میان درخشش طبیعی خورشید و ماه با تاریکی ناشی از شرمندگیِ آن‌ها در برابر زیبایی معشوق.