دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۶۷

مولوی
آن ساقی روح دردهد جام آخر این مرغ اسیر بجهد از دام آخر
گردد فلک تند مرا رام آخر وز کرده پشیمان شود ایام آخر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای کلی این ابیات سرشار از امید به رهایی از بندهای دنیوی و انتظار برای گشایشی است که در نهایت با مرگ یا رسیدن به حقیقتی برتر حاصل می‌شود. شاعر از دیدگاهی عارفانه به جهان می‌نگرد و آن را قفسی برای روح می‌داند که سرانجام در برابر اراده و صبرِ سالک، تسلیم خواهد شد.

این ابیات بازتاب‌دهنده نگاهی فلسفی به گذر زمان و سرنوشت است؛ جایی که انسان امیدوار است دشواری‌های روزگار سرانجام به آرامش بدل شود و چرخ گردونِ بی‌رحم در برابرِ رنج‌دیدگان سرِ تعظیم فرود آورد.

معنای روان

آن ساقی روح دردهد جام آخر این مرغ اسیر بجهد از دام آخر

آن حقیقتِ هستی‌بخش (ساقیِ روح)، در نهایت جامِ رهایی یا مرگِ شیرین را به من می‌نوشاند.

نکته ادبی: ساقیِ روح استعاره از معشوق ازلی یا حقیقتی است که جان را از کالبد می‌رهاند و جامِ آخر کنایه از پایانِ دنیا و رسیدن به حقیقت است.

گردد فلک تند مرا رام آخر وز کرده پشیمان شود ایام آخر

این روحِ من که همچون پرنده‌ای در قفسِ تن اسیر است، در پایان از این دامِ دنیوی رهایی خواهد یافت.

نکته ادبی: مرغ اسیر استعاره‌ای درخشان از نفس ناطقه و انسانِ در بندِ تعلقات مادی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغ اسیر

تشبیه روح انسان به پرنده‌ای که در دامِ تعلقات دنیوی گرفتار است.

تشخیص پشیمان شدن ایام

نسبت دادن صفتِ انسانیِ پشیمانی به گذرِ زمان که بیانگر پایانِ ناعادلانه‌بودنِ سرنوشت است.

کنایه جام آخر

کنایه از مرگِ عارفانه یا رسیدن به وصال و پایانِ رنج‌های دنیوی.

مراعات نظیر ساقی، جام، مرغ، دام

شبکه‌ای از واژگان که فضای داستانی و عارفانه شعر را تقویت کرده‌اند.